فصلهایی از «سوپِ ریخته» نوشته جِنی ولنتاین
جنی ولنتاین را دیوانهوار دوست دارم. «در جستجوی وایولت پارک» (در امریکا با نام «من، گمشده و مُرده» منتشر شد. همین رمان اول او جایزه گاردین برای رمان نوجوان را برد، نامزد مدال کارنیج شد و کتابخانههای بریتانیا آن را ارج نهادند.
ابداً هم نمیشد آن را ترجمه کرد، چون مجوز نمیگرفت.
رمان دوماش ولی هرگز رهایم نکرد، «سوپ ریخته». داستان خانوادهای که پسرشان برای شنا به سوییس میرود، غرق میشود، مادر خانه افسرده میشود، دارو میخورد و در خانه خواب است. پدر خانواده، آنها را ترک کرده است. یک دختر نوجوان مانده است مراقب خواهر کوچکتر و خودش باشد در این دنیای عجیب و غریب ما.
رمان تکاندهنده زیباست. جایزه کوستا را برنده شده است و جایزه کتاب واتراستون را.
فکر میکنم پنج سال پیش بود چند فصل اول «سوپ ریخته» را ترجمه کردم. دادم دست اسدالله امرایی، شاید نشر کتابسرای تندیس آن را بخواهد. بعدها هم امرایی گفت این مجوز نمیگیرد.
راست هم میگفت. مجوز نمیگیرد.
آن فصلها هم مانده بود یک گوشه تا دیشب در سایت مرور منتشر شدند.
ابداً هم نمیشد آن را ترجمه کرد، چون مجوز نمیگرفت.
رمان دوماش ولی هرگز رهایم نکرد، «سوپ ریخته». داستان خانوادهای که پسرشان برای شنا به سوییس میرود، غرق میشود، مادر خانه افسرده میشود، دارو میخورد و در خانه خواب است. پدر خانواده، آنها را ترک کرده است. یک دختر نوجوان مانده است مراقب خواهر کوچکتر و خودش باشد در این دنیای عجیب و غریب ما.
رمان تکاندهنده زیباست. جایزه کوستا را برنده شده است و جایزه کتاب واتراستون را.
فکر میکنم پنج سال پیش بود چند فصل اول «سوپ ریخته» را ترجمه کردم. دادم دست اسدالله امرایی، شاید نشر کتابسرای تندیس آن را بخواهد. بعدها هم امرایی گفت این مجوز نمیگیرد.
راست هم میگفت. مجوز نمیگیرد.
آن فصلها هم مانده بود یک گوشه تا دیشب در سایت مرور منتشر شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۰ ب.ظ توسط سید مصطفی رضیئی
|
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.