جنی ولنتاین را دیوانه‌وار دوست دارم. «در جستجوی وایولت پارک» (در امریکا با نام «من، گمشده و مُرده» منتشر شد. همین رمان اول او جایزه گاردین برای رمان نوجوان را برد، نامزد مدال کارنیج شد و کتابخانه‌های بریتانیا آن را ارج نهادند.
ابداً هم نمی‌شد آن را ترجمه کرد، چون مجوز نمی‌گرفت.
رمان دوم‌اش ولی هرگز رهایم نکرد، «سوپ ریخته». داستان خانواده‌ای که پسرشان برای شنا به سوییس می‌رود، غرق می‌شود، مادر خانه افسرده می‌شود، دارو می‌خورد و در خانه خواب است. پدر خانواده، آنها را ترک کرده است. یک دختر نوجوان مانده است مراقب خواهر کوچک‌تر و خودش باشد در این دنیای عجیب و غریب ما.
رمان تکان‌دهنده زیباست. جایزه کوستا را برنده شده است و جایزه کتاب واتراستون را.
فکر می‌کنم پنج سال پیش بود چند فصل اول «سوپ ریخته» را ترجمه کردم. دادم دست اسدالله امرایی، شاید نشر کتابسرای تندیس آن را بخواهد. بعدها هم امرایی گفت این مجوز نمی‌گیرد.
راست هم می‌گفت. مجوز نمی‌گیرد.
آن فصل‌ها هم مانده بود یک گوشه تا دیشب در سایت مرور منتشر شدند.