«فلسفه در قرن بیست و یک»
حسنی حالا جمعهها میرفت صبحها کلاس شنا، بعدازظهر هم کامپیوتر و عصر هم زبان. شش روز در هفته، از شنبه تا پنجشنبه را تا ساعت دو توی مدرسه بود. ناهار سرد را توی مایکرویو گرم میکرد و تنها روی میز میخورد. مامان حدود یک ناهار میخورد و بابا جمعهها ناهار خانه بود که با ساعت تمام شدن استخر او یکی میشد. بعدازظهر باید راه میافتاد که به کلاس عصر برسد: کلاسهای فوقبرنامه برای کنکور، کلاسهای زبان، هر روز. و بعضیوقتها کلاس کامپیوتر. حسنی حالا صبحها یک بار دوش میگرفت و شب یک بار. موهایش را هر دو هفته مرتب میکرد. صبحها ژل خیس میزد بعد حمام و عصرها بعد از حمام، به موهایش روغن میزد و میرفت به کلاسهایش برسد. حسنی حالا خیلی سرش شلوغ بود و البته، عاشق دلستر خنک بود، با بیسکویتهای ترد شور.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۴ ق.ظ توسط سید مصطفی رضیئی
|
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.