«هم فال و هم تماشا» داستانی از سودارو
لاکپشت توی حیاط زندگی میکرد. کسی یادش نبود، کدام مستاجر آنجا ولش کرده. همیشه بود، به جز نصف سال که زیر زمین میخوابید. مستاجرهای جدید بچه دبستانی داشتند. وقتی دیدند توی حیاط میشود حیوان اهلی نگه داشت و صاحبخانه، خوشاش هم میآید، یک خرگوش کوچولو آوردند، ول کردند آنجا. بعد مسابقه شد بین مستاجرها که اگر بین این دو تا مسابقهی دو بگذاریم، کدام یک میبرد. سوال تاریخی چند هزار ساله. اما همیشه یا خرگوش نمیخواست بدوید یا لاکپشت دوست داشت برگاش را بجود. یک هفته که گذشت، همه خسته شدند به جز بچهها. حالا عصر که میشد ولو بودند توی حیاط. میخواستند بدانند کارتون تلویزیون درست میگوید یا نه، خرگوش میخوابد و لاکپشت میدود؟ خرگوش را یک شب گربه خورد، کوچولو بود آخه. لاکپشت باز رفت زیر زمین برای یک نصف سال دیگر بخوابد. بچهها رفتند مدرسه. صاحبخانه مرد. پسر صاحبخانه گفت دیگر کسی حق ندارد حیوان خانگی داشته باشد. عصرها بچهها پلیاستیشن بازی میکردند یا ماهواره تماشا میکردند. کسی نفهمید لاکپشت چی شد. کسی اصلاً یادش نبود.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.