ترجمهی چهل و هشتم، فرناندو پسوآ
بین چیزهایی که در این مزرعه و در آن مزرعه میبینم،
تصویر مردی میگذرد.
قدمهایش با «او» در یک واقعیت گام بر میدارند
اما من او را میبینم و گامها را میبینم و این دو، چیزهایی مجزا هستند.
«مرد» همراه ایدههایش گام بر میدارد، در اشتباه و
بیگانه.
در حالی که گامهایش با نظام کهن گام برداشتن جلو میتازند.
من بی هیچ نظری از دور او را مینگرم.
چقدر جسمیت او کامل است: بدناش،
واقعیت راستیناش که نه امیالی دارد و نه امیدهایی،
فقط عضلههایی است، درست و بدون فردیت استفاده میشوند!
20 آپریل 1919
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۹:۱۱ ق.ظ توسط سید مصطفی رضیئی
|
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.