چهاردهمین شعر، فرناندو پسوآ، عاشقانههای چوپان
XXVIII
امروز حدود دو صفحه از دفتر شعرهای
شاعری عارف را خواندم،
و آنقدر خندیدم که داشت اشکم درمیآمد.
شاعرهای عارف، فیلسوفهای بیمارند،
و فیلسوفها همگی روانپریش هستند.
چون شاعرهای عارف میگویند گلها احساساتی هستند
و سنگها روح دارند
و رودخانه لبریز از نشئهی مهتاب میشوند.
اما اگر گلها احساسی داشتند که دیگر گل نبودند
بلکه آدم میشدند؛
و اگر سنگها روح داشتند که موجودات زنده بودند و نه
سنگها؛
و اگر رودخانهها لبریز از نشئهي مهتاب بودند،
رودخانهها مردمانی بیمار میشدند.
تنها کسی که نمیداند گلها و سنگها و
رودخانهها چه هستند
میتواند از احساسهای آنها حرف بزند.
کسانی که از روح سنگها حرف میزنند، از احساس گلها و
رودخانهها،
از خودشان حرف میزنند و از اشتباهِ اندیشههایشان میگویند،
خدا را شکر که سنگها، سنگ هستند
و رودخانهها هیچی نیستند به جز رودخانه،
و گلها هم فقط گل باقی ماندهاند.
و خود من، من جملههای شعرهایم را مینویسم و
به همین هم راضی هستم،
چون میدانم طبیعت را از ظاهر بیرونیاش میفهمم
و بر دروناش درکی ندارم.
چون طبیعت که درونی ندارد.
چون اگر درونی داشت، دیگر طبیعت نبود.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.