گفتوگوی ایمیلی: چه خبر از کتابهای شیوا مقانلو؟
توضیح: این متن و چند متن دیگر، قرار بود در روزنامهای به نام «امتیاز» منتشر شوند. این روزنامه منتشر نشد. متنها را در این هفته در وبلاگم منتشر میکنم. هدف ساده بود: بر اساس یک سری سوالهای مشخص، نویسنده یا مترجم موردِ نظر، در مورد کتابهایش صحبت میکرد. سوالها حذف میشود و فقط پاسخ در قالب یک یادداشت منتشر میشد. این متن را خانم شیوا مقانلو در جواب سوالهایم آماده کردند، هرچند مطلب متعلق به زمستان گذشته است و دو کتاب موجود در نوشته، الان منتشر شدهاند که در پانوشتهای متن آمده است.
تازهترین کار من در زمینه تالیف مجموعه داستان «آنها کم ازماهیها نداشتند» است که از سوی نشر ثالث به بازار آمده. این سومین مجموعه تالیفی من است و دربرگیرنده شش داستان که به دلمشغولیهای من – تاریخ و تاریخهای جایگزین و اسطوره، عشق و مرگ و تنهایی – میپردازد.
در زمینه ترجمه هم بعد از «نور شعلهور» از تریسی شوالیه (نشر کتابسرای تندیس) - که بازخوردها و نقدهای مثبتی داشته و در یکی دو برنامه رادیویی هم به آن پرداخته اند - متاسفانه هنوز کار جدیدی به بازار نیامده و تقصیرش هم با ناشرهاست! «نور شعلهور» یک رمان پرکشش از لندن قرن هجدهم است، با محوریت زندگی یک دختر و پسر نوجوان طبقه فقیر که در کنار تجربه زندگی روزمره تلخ و شیرینشان با نویسنده و شاعر و فیلسوف برجسته آن روزگار یعنی ویلیام بلیک اشنا میشوند و بعد از این اشنایی زندگی دیگر به روال قبل ادامه نمیابد. در واقع این رمان پرکشش یک شخصیت واقعی و مهم ادبی یعنی بلیک را در یک داستان فانتزی نشانده و هم تصویر دقیقی از انگلستان آن دوران رسم میکند و هم بلیک را به خواننده معرفی میکند بیاینکه درگیری ملال یا زیادهگویی کتابهای تاریخی یا هنری صرف شود.
خیلی! 1- «مبانی مطالعات سینمایی»، نوشته امی ویلاریو، انتشارات سمت (کتابهای دانشگاهی) که نخستین کتاب در این حوزه است که به فارسی منتشر خواهد شد و راهنمای مهمی برای دانشجویان و سایر علاقمندان جدی حوزه سینما به شمار میرود. 2- «سینمای ژانری»، نوشته بری کیت گرانت که توسط نشر بیدگل منتشر میشود و باز هم نخستین کتاب مرجع در حوزه ژانر به شکل کلی و تئوریک آن خواهد بود[1]. 3- «زندگینامه مرکاتور»، نوشته آن هاینریش، توسط انتشارات ققنوس. مرکاتور پدر علم نقشهکشی نوین و نخستین کسی است که نقشهها جغرافیایی را به شکل امروزین آن رسم کرد. 4- «زندگینامه اسحاق نیوتن»، نوشته کری هولیهان، توسط نشر ققنوس که از علاوه بر دانستههای قبلی نکات جدید از زندگی علمی نیوتن را هم در خود گنجانده است. 5- «سی و نه پله»، نوشته جان بوکان، توسط نشر کتابسرای تندیس[2]. این نخستین کتاب از مجموعه ماجراهای ریچارد هنی، یک جاسوس انگلیسی است که طی ماجراجوییهای متعددی حوادث مختلفی را از سر میگذراند. و بالاخره چند کتاب ترجمه در زمینه ادبیات فانتزی کلاسیک برای نوجوان که نشر ثالث منتشر خواهد کرد، از جمله «سفر به مرکز زمین» اثر ژول ورن.
فعلاً هیچ، به جز همان کتاب مهم «گمشده در شهر بازی» اثر جان بارت که متاسفانه چند سال است در ارشاد مانده. این مجموعه داستان از مهمترین آثار در زمینه ادبیات متافیکشن محسوب میشود و جزء آثاری که در رشتههای ادبیات انگلیسی دانشگاهی هم مرتباً به آن ارجاع میدهند.
در موضوع کاغذ، تورم و مسائل ارشاد ما با یک تناقض روبروییم. صنعت نشر در مقایسه با سایر حوزهها صنعت فقیری است و مخاطب کتاب هم بالقوه مخاطبی کمدرآمدتر از مخاطب سایر هنرهاست و پرداخت رقمی چند هزار تومانی نباید کار شاقی برای اکثر افراد باشد. اما طبق آمار، در چند سال اخیر متوسط تیراژ کتاب از 5000 به حتا 500 رسیده، یعنی مخاطب خیلی کمتر شده، در صورتی که افزایش جمعیت به شکل میلیونی انجام شده! و این افت مخاطب حتا قبل از بحث افزایش قیمت کاغذ در ماهها اخیر بوده, یعنی در اصل بحث فرهنگسازی و آموزش و برنامهریزی مطرح است که خیلی ضعیف عمل کرده. مشکل دیگر، سایتهای اینترنتی غیرقانونی دانلود کتاب هستند. میدانید که برای چاپ و توزیع یک کتاب حداقل 10 نفر و در یک بازه زمانی یک ساله درگیر خواهند بود. اما حاصل کار این آدمها به آنی روی اینترنت قرار میگیرد و با یک کلیک رایگان دانلود میشود.
پس بحران موجود در زمینه کاغذ عاملی تشدیدکننده برای «کتاب نخواندن» میشود. البته منطقاً وقتی قیمت کتاب گران شود، دستمزد مترجم یا مولف هم باید بیشتر شود، چون اکثر قراردادها به شکل درصد پشت جلد بسته میشوند، اما به خاطر همان فرهنگ سست کتابخوانی، مخاطب به جای پشتیبانی از نویسنده محبوبش حساب میکند که با چهل, پنجاه هزارتومان پول دو کتاب میشود چه کارهای دیگری کرد! تازه خود ناشر هم به خاطر جهش شدید قیمت کاغذ، تیراژ را کم میکند تا ریسک فروش کتاب کمتر شود. البته بحث فرهنگسازی بحثی کلی و فرارسانهای و خارج از این سوال و جواب است، اما شاید یک راهکار غیرآرمانگرایانه در همین فضای موجود برای رسیدن به شرائط مطلوب کتاب ارزانتر با تیراژ بالاتر، ایجاد یک شرکت سهامی عام نشر - حالتی از تعاونی - از سوی نویسندگان و مترجمان باشد که سود معنوی و مالی آن چندجانبه بین مولف و ناشر و مخاطب تقسیم میشود و نهایتاً به آشتی دادن کتاب و مخاطب عام میرسد.
[1] این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران در سال 1392 به بازار عرضه شد.
[2] این کتاب در نمایشگاه کتاب تهران در سال 1392 به بازار عرضه شد.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.