ماجراهای نشر کتاب در ایران: قرارداد کتاب، قسمت دوم
نشرهای ایران و همچنین وزارت ارشاد و همچنین مطبوعات، رسانهها و اهالی فرهنگ ایران مرتب تاکید میکنند انتشار کتاب در ایران یک کار فرهنگی است. خُب، درست، آثار عرضه شده به بازار اغلب آثار فرهنگی محسوب میشوند اما درحقیقت و در ورای همه چیز، انتشار کتاب در ایران یک کسب و کار، یا بهتر بگوییم، یک تجارت و یک بازار است. یعنی هرچه مرتبط به انتشار کتاب باشد، درنهایت به موضوع سود منتهی میشود. من همیشه به دوستهایم تاکید میکردم و میکنم: اگر انتشار کتاب سود نداشت، این همه نشر سر و دست نمیشکستند تا قراردادهای جدید ببندند، حتی در شرایط افتضاح جدیدِ انتشار کتاب در ایران.
هرچند همانطور که تلاش میشود طرف دوم قرارداد، یعنی صاحب اثر، حداقل اطلاعات را داشته باشد، همیشه تلاش میشود تا صاحب اثر نسبت به موضوع مادی قرارداد خود، چندان ادعای نداشته باشد. یک مثال ساده، یک دفتر نشر، همیشه طوری با صاحب اثر رفتار میکند انگار انتشار کتاب او یک بار سنگین برای نشر است و چقدر مشکلات درست میکند و اینکه آنها چقدر صدمه خواهند خورد از انتشار این اثر ولی... تمام اینها درحقیقت چانهزنی است برای اینکه درصد پایینتری در قرارداد نوشته شود یا اثر را مفتتر از قبل از صاحب آن بخرند یا دیرتر پول صاحب اثر را پرداخت کنند.
یک قاعدهی کلی برای بستن قرارداد وجود دارد: یا با یک نشر کوچک روبهرو هستید، یعنی از همان اول با مدیر نشر صحبت میکنید و مدیر راحت حرفاش را میزند، تکلیف مشخص میکند یا با یک نشر بزرگ روبهرو هستید و کتاب شما مراحل مختلفی را باید برای رسیدن به جلسهی صاحب اثر با مدیر نشر طی کند. اگر شما به این جلسه رسیدید، بدانید مدیر نشر آمده است با شما قرارداد امضا بکند، فقط و فقط هم بستگی به رفتار شما دارد تا چه مدل قرارداد و چه رفتاری در پیش گرفته شود. البته نباید دچار این اشتباه بشوید که هر مرتبه مدیر یک نشر بزرگ تهران را میبینید یعنی یک قرارداد بسته خواهد شد، وقتی چنین اتفاقی میافتد که شما برای صحبت در مورد یک اثر مشخص به دفتر این نشر و برای دیدار با مدیر نشر دعوت شده باشید.
نشرهای مختلف، یکی از پیشنهادهایشان در کنار سرمایهگذاری برای انتشار کتاب، این است که شما بیایید و در انتشار کتاب، خود سرمایهگذاری کنید. همیشه هم قول و قرارهایی میگذارند، مثلاً اینکه نوبت دوم انتشار را خودمان هزینه خواهیم کرد، اینکه کتابتان را پخش خواهیم کرد و غیره. البته تمامی این حرفها بستگی دارد به اینکه ناشر در نگاه اول دیده باشد با چه آدمی طرف شده. این آدم چقدر میداند. صرفاً براساس این نگاه است که ناشر تصمیم میگیرد با صاحب اثر چه رفتاری را در پیش بگیرد. درست مثل صاحب یک مغازه که با ورود مشتری جدید و نگاهی به سر و وضع او، تصمیم میگیرد برای یک کالای لوکس چه قیمتی پیشنهاد کند.
دوباره میگویم: اگر کتاب شما فروش داشته باشد، ناشر خود بر روی آن سرمایهگذاری خواهد کرد. پیشنهاد سرمایهگذاری صاحب اثر یا برای نشرهایی است که سرمایه ندارند و فقط بنگاه انتشار کتاب برای دیگران هستند یا برای کتابهایی است که بازار فروش نخواهند داشت.
توجه داشته باشید، همیشه این اشتباه صورت میگیرد که فکر میکنند هر نشری میتواند هر کتابی را منتشر بکند و بفروشد. این تفکر، کاملاً اشتباه است. هر نشری ژانرهای معدودی را میتواند به بازار عرضه کند، با توجه به قراردادهایش، مدلهای خاصی از کاغذ و قطع کتاب و چاپ را میتواند انجام بدهد. یک مثال، اگر شما یک کتاب معماری را بدهید یک نشر معتبر مثل چشمه چاپ بکند، گند زدهاید. این نشر نه توان تکنیکی این کار را دارد نه خریدارهای کتاب معماری، کتاب چاپ این نشر را میخرند. همین اتفاق وقتی میافتد که به یساولی بدهید رمان پست مدرن چاپ بکند.
برای همین باید دقت کرد چه کتابی را برای کدام نشر برد. انتخاب شما اهمیت فراوانی دارد.
در موضوع سرمایهگذاری مشترک، یک اصل فراموش میشود. کتاب شما منتشر خواهد شد اما بعد از انتشار، نسخههای کتاب به کتابفروشیها نمیروند بلکه با یک وانت یا یک تاکسی دم درب خانه یا محل کار شما تحویلتان داده شده و ماجرا تمام میشود.
این آیندهی کار است اما در ابتدا جلسهای با ناشر خواهید داشت و پیشنهاد ناشر را به هر دلیلی قبول میکنید – احتمالاً چون آگاهی کافی ندارید. قبلاً نشرها میگفتند کتاب شما را چاپ میکنیم حالا میگویند کتاب را مشترک چاپ میکنیم.
مشکل اساسی اول، قیمتگذاری کتاب است. شما نمیدانید هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب برای انتشار چقدر است. یک دفتر نشر، ابتدا باید هزینهی آمادهسازی کتاب – ویرایش، صفحهبندی، نمونهخوانی و غیره – را پرداخت کند، بعد هزینههای دفتری دارد – دریافت فیپا از طریق اینترنت، دریافت مجوز به صورت حضوری، مراحل مختلف نشر که باید حضوری انجام بشوند، هزینهی منشی و غیره – و بعد موضوع هزینههای چاپ خود کتاب است.
قیمتگذاری کتاب یک فرمول ساده داشت اما الان با تورمهای اخیر، این فرمول خدشهدار شده است. فرمول سابق این را میگفت: 15 تا 30 درصد قیمت پشت جلد متعلق به کتابفروش است اما این رقم در دل 30 تا 40 درصد قیمت پشت جلد است که پخشکننده کتاب را از ناشر برمیدارد. از 60 درصد باقیمانده، 10 درصد میانگین متعلق به صاحب است. 50 درصد دیگر، هزینهها و سود ناشر است. یعنی شما در زمان قرارداد سرمایهگذاری از شما چاپ از ناشر، نباید تحت هیچ شرایطی رقمی بالاتر از 50 درصد قیمت پشت جلد به ناشر برای انتشار کتاب خود پرداخت کنید. ناشر به این شکل هم کتاب منتشر کرده هم سود برده است. توجه کنید: سود هم برده است.
برای همین است که در نمایشگاههای کتاب نشرها تلاش میکنند حداکثر 20 درصد تخفیف بدهند، چون به این شکل چیزی حدود 40 درصد قیمت کتاب برایشان سود خالص خواهد بود و این پول را نقد دریافت میکنند نه با واسطهی پخشی یا کتابفروش. برای همین نشرهای بزرگ سعی میکنند خودشان کتاب را پخش کنند چون تا 20 درصد قیمت پشت جلد به سود خالصشان اضافه میشود.
نشرها میگویند سرمایهگذاری مشترک اما شما هیچوقت نمیتواند مطمئن باشید همان تیراژی را که میگویند منتشر می کنند. شما سرمایهگذاری کامل کردهاید برای انتشار 1000 کتاب 100 صفحهای به قیمت پشت جلد 4 هزار تومان. خُب 2 میلیون تومان پرداخت کردهاید و 1 هزار جلد کتابتان را تحویل گرفتهاید. حالا به شما میگویند 1 میلیون از شما، 1 میلیون از ما و 1 هزار جلد منتشر بشود. شما 500 جلد میگیرید اما از کجا میدانید ناشر هم 500 جلد منتشر کرده؟ ناشر احتمالاً 100 نسخه از کتاب را دارد که در دفتر نشر یا کتابفروشیاش گذاشته و به شما میگوید ببینید، کتاب فروش نمیرود!
توجه کنید نشر وقتی خودش سرمایهگذاری نکند، علاقهای هم ندارد کتاب مطرح بشود چون سود مادی مستقیم برایش ندارد. نشر پول را از صاحب اثر گرفته و همانجا سود برده، چرا باید نگران چیزی بیشتر از این باشد؟ البته، یک کتاب ممکن است بفروشد، نشر میتواند درجا کتاب را تجدید چاپ کند ولی در شناسنامه بنویسد چاپ اول، شما هیچوقت نمیتوانید بفهمید. ممکن است کتاب جایزه بگیرد اما شما هیچوقت نمیدانید واقعاً چقدر از کتاب منتشر شده و به فروش رفته است.
دوباره همان پیشنهاد من در مورد خرید قطعی کتاب، در اینجا هم صادق است: تا جان به لب نشدهاید، چنین قراردادهایی را امضا نکنید. تا دیگر هیچ راهی وجود ندارد، یک ریال هم برای انتشار کتاب به ناشری ندهید.
مطمئن باشید اگر یک کتاب فروش داشته باشد و شما به چند نشر مختلف بروید، بالاخره یکی از آنها قرارداد درصد پشت جلد با شما خواهد بست. همهچیز بستگی به این دارد شما چقدر سرسخت و جدی با کار خودتان برخورد بکنید.
ادامه دارد...
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.