ماجرای نشر کتاب در ایران: کلیت مراحل نشر
اول این سوال برای خودم مطرح بود و بعد این سوال را بارها شنیدهام، نشر کتاب در ایران چه مراحلی دارد؟
نمیدانم چرا هیچوقت جایی ندیدم خلاصه این موضوع را توضیح داده باشد، هرچند ته دلم میدانم در ایران ذهنیت اصلی مسئولین فرهنگی، چه در بخش دولتی چه در بخش خصوصی، در این است که طرف مقابل آنها حداقل اطلاعات ممکن را داشته باشد. همیشه تلاش میشود تا شما «ندانید» تا بتوانند بر پایهی «ندانستههای» شما، شما را تحت کنترل کامل خود نگه دارند و شما را هدایت کنند، طوریکه متوجه نشوید، عملاً سر شما را کلاه هم میگذارند در این میان. یکی از دلایل اصلی نوشته شدن این مجموعه یادداشتها، انتقال اطلاعاتی است که من تجربی در این چند سال فعالیتهای اخیر خودم در ایران کسب کرده بودم.
مراحل انتشار کتاب در ایران از لحاظ تئوریک مشخص است هرچند در عمل همیشه در نقطهای قفل میشود و برخلاف ذهنیت شما، ممکن است زمان بسیاری در این میان هرز برود و شما نفهمید چگونه و چرا این چنین شد. من کلیت موضوع را در این پست توضیح میدهم و بعد بتدریج هر مورد را جداگانه با توجه به تجربهی کتابهای خودم و دوستهایم، توضیح مفصلتر خواهم داد.
در مرحلهی نخست شما باید یک اثر آمادهی انتشار در یک ژانر مشخص داشته باشید و بتوانید با یک نشر به توافق برسید، یعنی با همدیگر قرارداد مکتوب امضا کنید. این قدمی اساسی و مهم است و باید توجه به جزئیات بسیاری در انتخاب نشر داشت، نشری که توانایی، امکانات و قدرت انتشار اثر شما را داشته باشد.
دوم کتاب شما باید آماده بشود. طبق قوانین ایران، باید نسخهی نهایی یک کتاب برای دریافت مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه بشود: یعنی کتاب صفحهبندی کامل، ویراستاری و نمونهخوانی نهایی شده باشد و به گفتهی شفاهی مدیران ارشاد، بعداً یک واو آن هم عوض نشود هرچند در عمل بسیاری از نشرها بعد از دریافت مجوز هزینه برای این موارد خرج میکنند، چون واقعاً چقدر احتمال دارد کتاب شما مجوز بگیرد؟ آمادهسازی کتاب بسته به ژانر و مدل کتاب فرق میکند اما درنهایت شما را به یک نسخهی پیدیاف از اثر میرساند. این نسخه میتواند مراحل اداری را طی کند.
اولین مرحلهی اداری کتاب، دریافت «فهرستنویسی پیش از انتشار کتاب» یا «فیپا» از کتابخانهی مرکزی ایران است. در این مرحله کتاب شما رسماً ثبت شده است: نام کتاب، نام ناشر، نام مولف (و مترجم)، ویراستار و غیره تمامی باید در این مرحله ثبت بشوند. فیپا باید در ابتدای هر کتاب منتشر بشود و کد فیپای ایران، ثبت جهانی اثر هم بهشمار میرود. فیپا به اثر شما شخصیت حقوقی میدهد و شما با توجه به فیپای کتاب میتوانید از اثر خود نسبت به تجاوز دیگران دفاع کنید. در کشورهای دیگر جهان، شما در این مرحله میروید و کتاب خود را منتشر میکنید اما در ایران باید بروید و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نشر دریافت کنید.
البته دریافت مجوز برای تمامی نشرها الزامی نیست، نشرهایی مانند انتشارات وزارت امور خارجه، سمت، کتابهای دانشگاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و غیره، یعنی نشرهای دولتی احتیاج به دریافت مجوز مکتوب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد و شورای مرکزی آنان هرکدام را بررسی کرده و نظر شورا، برابر مجوز نشر خواهد بود.
ناشر شما، یا اگر شما بهصورت «مولف نویسنده» شخصاً خواستار مجوز نشر نشده باشید خود شما، باید یک سیدی حامل فایل پیدیاف کتاب و یک نسخهی پرینت شدهی اثر – پرینت باید پشتسفید باشد – را به بخش بررسی کتاب وزارت ارشاد تحویل بدهید – در نزدیکی میدان بهارستان، در ساختمان وزارت ارشاد – و یک کد دریافت کنید. این کد معرف کتاب شما در ارشاد خواهد بود.
شما باید منتظر باشید تا کتابتان بررسی شده و نظر ارشاد بیاید. آقایان وزارتخانه ادعا میکنند با میانگین ده روزه نظر خود را در مورد کتابها میدهند ولی در اکثر موارد این نظر به شش ماه هم میرسد و در خیلی موارد ممکن است بیش از یک سال منتظر نظر اولیهی ارشاد باشید.
ممکن است کتاب شما مجوز دریافت کند – کارت سبز – یا ممکن است حذفیات به کتاب شما بخورد. حذفیات در کاغذهای سفید رنگ پرینت شده، بدون شمارهی ثبت، بدون امضا و بدون هیچگونه رسمیت از ناشر میخواهند موارد مشخص شده را در کتاب حذف یا تغییر بدهد. به شما صفحهی کتاب داده میشود و شمارهی خط و گفته میشود از اینجا تا آنجا تغییر کرده یا حذف بشود. البته الزاماً شما در همان شمارهی صفحه و شمارهی خط ممکن است مورد را پیدا نکنید بلکه ممکن مثل یک کتاب من، تمامی موارد خواسته شده را مجبور بشوید سرچ بزنید و مثل قطعههای پازل پیدا کنید.
درخواست تغییر و حذف ممکن است تا پنج مرحله تکرار شود. نشنیدهام بیشتر از پنج مرحله تکرار شده باشد. همچنین اگر بیشتر از 30 درصد یک کتاب نیازمند تغییر باشد در همان اولین مرحله کتاب شفاهی توقیف میشود. توجه داشته باشید: ارشاد هیچوقت به شما هیچگونه سند رسمی در مورد درخواستهای حذف یا توقیف نمیدهد. شما هیچوقت نمیتوانید رسماً از ارشاد شکایت کنید چون هیچ سندی در اختیار شما نیست.
شما بعد از دریافت کارت سبز، میتوانید کتاب خود را منتشر کنید. هرچند همچنان دو مرحلهی تایید دیگر را باید طی کنید: طرح جلد کتاب باید به دفتر مربوطه در وزارت ارشاد برود و مهر تایید بخورد و بعد از انتشار کتاب، ناشر شما باید پنج نسخه از کتاب را به وزارت ارشاد ببرد و منتظر دریافت «اعلام وصول» باقی بماند. اعلام وصول یعنی ارشاد نسخهی چاپ شدهی شما را با نسخهی ارائه شده برای درخواست مجوز یکی باشد.
بعد از دریافت اعلام وصول، شما میتوانید کتاب خودتان را در بازار بفروشید و به پخشیها و کتابفروشیها ارائه دهید. اگر مجوز نداشته باشید و کتاب منتشر کنید، یا اگر اعلام وصول نداشته باشید و کتابتان در بازار فروش باشد، احتمالاً بین سه ماه تا دو سال حکم زندان دریافت میکنید و باید جریمهی نقدی نیز پرداخت کنید و همچنین وارد لیست سیاه ارشاد میشوید و همیشه برای دریافت مجوز کتاب دچار مشکلات جدی میشوید.
برای انتشار کتاب، برای هر مرتبه انتشار کتاب شما باید این کوهستان را رد کنید. در سریعترین شکل، سه کتاب من توانست در بازهی زمانی دو ماه و نیم این فرآیند را طی کند و منتشر بشود و در بدترین شکل این فرآیند نزدیک به دو سال و نیم طول کشید، البته این برای کتابهای منتشر شدهی من است و باید دید رکود سکون را کدام اثر من درنهایت خواهد شکست. شاید این روند سخت بهنظر برسد اما درنهایت باید آن را طی بکنید تا به یک اثر مکتوب منتشر شده برسید.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.