سال 2005 میلادی با یک قرار اینترنتی، اولین اثر من در مجله‌ی گردون ادبی در برلین به لطف عباس معروفی منتشر شد، اتاق نمایشنامه‌ای از هارولد پینتر. همان‌سال من در دفتر نشر کاروان قرارداد کتاب قدرت کابالا، فن‌آوری برای روح و روان را امضاء کردم و فایل کتاب البته تحویل داده شده بود. بعد از آن من با دفترهای نشر ویدا، افراز، هزاره‌ی سوم اندیشه، کتابسرای تندیس و مروارید امضاء کردم. البته در این بین قراردادی با انتشارات پیدایش هم امضا شد اما در همان ابتدای کار، قرارداد را لغو کردیم چون مجموعه‌ی سه جلدی موردنظر، مشکلات فراوانی در زمینه‌ی ممیزی پیدا می‌کرد. در این فاصله شش عنوان کتاب با ترجمه‌ی من در بازار ایران منتشر شده است و یک عنوان هم ای‌بوک از چارلز بوکوفسکی منتشر کرده‌ام.

همچنین من از فاصله‌ی زمانی سال 2004 تاکنون هم مرور کتاب کار کرده‌ام هم در فضای وب‌لاگ و وب‌سایت، همچنین روزنامه‌ها و مجلات در بخش کتاب و ادبیات مطالب تالیف و ترجمه منتشر کردم، یعنی به‌خاطر کارم با مدیرها و مسئول‌های نشرهای مختلف، همچنین مترجم‌ها و نویسنده‌ها دیدارهای مختلفی داشتم و حرف‌های مختلفی زده‌ایم. همچنین من برای دوره‌ای یک ساله، مشاور نشر کتابسرای تندیس در زمینه‌ی انتخاب کتاب در بخش ترجمه‌ی این نشر بودم و غیررسمی و موردی، مشاوره‌هایی به مدیران دو نشر دیگر هم دادم. همچنین من برای دوره‌ای سه ماهه در دفتر نشر افراز کار می‌کردم و کمی بیشتر از یک سال، وب‌سایت این نشر را هم اداره می‌کردم.

یک مرتبه می‌خواستم مطالبی در مورد نشر کتاب در ایران بنویسم و منتشر کنم، مواردی در مورد نحوه‌ی بستن قرارداد، در مورد چانه‌زنی با ناشر، در مورد قوانین و همچنین در مورد سیاهی‌های بازار نشر. تقریباً هیچ‌وقت امکان زمانی چنین کاری را پیدا نکردم. یک دلیل اینکه حرف نزدم، وحشت بود. وحشتی چند جانبه از چند مسیر مختلف، هرچند دلیل نمی‌شد همان‌موقع هم در تهران ساکت مانده باشم. مثلاً با اسم مستعار مقاله‌ی «سراشیبی سقوط و سراشیبی بازگشت برای نشر چشمه» را نوشتم، ولی در عمل بیشتر سکوت بود و بس.

خُب، حالا می‌خواهم بتدریج حرف‌هایم را بنویسم و منتشر بکنم. یک سمتِ حرف‌های من، موضوع ممیزی است و بلایی که این موضوع بر کتاب‌هایم آورده است، بخش دیگر آن موضوع نشرهاست و بلاهایی که بر صاحبان اثر می‌آورند، از موضوع تیراژ گرفته تا موضوع قرارداد و موضوع پرداخت، و البته، بخش دیگری از حرف‌هایم در مورد صاحبان اثر، مخصوصاً مترجم‌هاست و بیشتر حرف از روندهای غیرحرفه‌ای برای ارائه‌ی سریع‌تر اثر به بازار کتاب است.

تمامی این‌ها مقدمه‌ای باشد برای نوشته‌های آینده، البته، نوشته‌هایم را با تمرکز با کتاب‌های خودم خواهم نوشت و امیدوارم این متن‌ها را صرفاً به‌عنوان آسیب‌شناسی بر روند نشر ایران بخوانید، نه به عنوان حاشیه‌سازی یا هر عنوان بی‌معنای دیگر و امیدوارم این متن‌ها مفید واقع بشوند.