پسر ِ توی خانه شعری از سودارو
بدون خودم چه کار بکنم
در این اتاق با دیوارهای قطور
و سقفی که دانه دانهی بادها را
به پوچی پوستهایم راه میدهد؟
با انگشتهایم چه کار کنم؟
و با دو پلک آویخته بالای لبانم؟
خودم را به بالشت روی تخت بدوزم؟
با ماهیهای آکواریم شنا کنم؟
کابوسی برای سایهها باشم؟
پردهها ترکم میکنند
و انگشترهای گذشته
تیلههای آشفتهیی روی فرش
باقی میمانند.
ساکن
پوک
صدای پیانوی همسایه که میآید
آواز شاعری مرده میشود
جایی در خیابانهای آن
بیرون
خودم رهایم کرده
و این حقیقت
مثل سادگی شبنم
صورتم را خیس میکند
میلرزم
میلرزم
و تمام نمیشوم.
پیوست: این هفتصدمین پست نسخهی بلاگفای سودارو است. همچنین این تقریباً دو هزار و سیصدمین یادداشتی است از سال 2004 تاکنون در اینترنت منتشر کردهام.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.