خواب و خیالهای سردار اُزکان
وقتی چراغهای زندگی روشن میشوند. نوشتهی سردار اُزکان. ترجمهی بهروز دیجوریان. تهران: نشر آموت. چاپ اول: پاییز 1390. 1650 نسخه. 204 صفحه. 5000 تومان.
دربارهی کتاب
«وقتی چراغهای زندگی روشن میشوند» نام دومین کتاب سردار اُزکان است. اولین اثرش «رُز گمشده» نه تنها در ترکیه پرفروشترین کتاب سال بود، بلکه با ترجمه شدن به 43 زبان، مورد توجه میلیونها خواننده در بیش از 50 کشور جهان قرار گرفت. به کتاب «کیمیاگر» پائولو کوئلیو و «شازده کوچولو»ی اگزوپری تشبیه شده و منتقدان ایستاده برایش دست زدهاند.
دومین کتابش «وقتی چراغهای زندگی روشن میشوند» را با آرامشی در قلب و تبسمی بر لب خواندم. سردار اُزکان نویسنده بسیار مهمی است. رمان؛ داستان ظریف و سحرآمیزی است در مورد معجزههای زندگی. شخصیت داستان، دلشکستهای است که با دوستی خاص با یک دلفین «چراغهای زندگی» را روشن میکند. برای نجات از کسالت زندگی روزمره و تمام چیزهای بیارزشی که روحتان را آزرده است این کتاب را بخوانید. ممنون خواهید شد.
«عزیز اوستل» (روزنامه اِستار – ترکیه)
اول – از ادبیات ترکیه حرفها میزنند. از تفاوت تیراژ کتاب در این کشور با همسایهاش ایران، با جایگاهی که رسانهها در مورد کتاب قائل هستند، به این موضوع که ادبیات خوانده میشود و از آن حرف زده میشود. کتابهای معدودی از ادبیات ترکیه به بازار کتاب ما راه باز میکنند. بهروز دیجوریان، مترجم این رمان، «رُز گمشده» را توسط نشر آموت منتشر ساخت و چند ماه بعد، دومین رمان اُزکان را به فارسی ترجمه کرد. رمان اول، در 41 زبان دیگر ترجمه شدهاند و فروش بالایی داشته است. در این هم چهار ترجمهی گوناگون از این اثر انجام شده است که تاکنون دو ترجمه را در بازار کتاب دیدهام.
دوم – سردار اُزکان ترکیبی از داستان و حکایت مینویسد. تمرکز او بر پیشبرد روایتی قصهمانند است. کتابهایش لبریز از ویژگیهایی هستند که بتوانند توسط خوانندهای عام و گسترده خوانده شوند. شاید به همین دلیل باشد که کتابهایش در سرتاسر جهان فروشهای معقولی داشتهاند. در داستانهای او نباید بیهوده دنبال تکنیکهای خیرهکننده بگردد. او قصه میگوید، شبیه به پائولو کوئیلو، شبیه به رمانهای اریک امانوئل اشمیت.
سوم - «وقتی چراغهای...» طرح جلدی بیشتر شبیه به کتابهای «روانشناختی را بیاموزید» دارد تا به یک رمان. شاید برای همین عبارت «رمان» پایین عنوان کتاب خورده است. کتاب یک پیشگفتار و دو فصل اصلی دارد اما در کل به بخشهای کوتاهتری تقسیم میشود که روایت را پیش میبرند. بیشتر اثر در فکرهای ذهنی میگذرند. رمان با قصهای کوتاه شروع میشود: پیرمردی که «کتاب امید» را به ارث برده است، حالا دنبال جانشین خود میگردد تا کتاب را به دست او بسپارد و از این دنیا برود. جانشین، پسربچهای است که با دلفینها صحبت میکند. پیرمرد پیش میرود تا پسر را بیاید و در آن سوی دیگر داستان، زندگی پسر دنبال میشود...
چهارم – نوشتههای سردار اُزکان را برای لذت از خواندن یک کتاب داستانی بخوانید. دنبال هیچچیزی بیشتر از این هم در کتابهای او نگردید.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.