خوابهایی برای اروپا
نگاهی به کتاب «ورشو 1920 – تلاش نافرجام لنین برای چیرگی بر اروپا»
توضیح: این یادداشت به فاصلهی کوتاهی بعد از چاپ کتاب «ورشو 1920» نوشته شد اما متاسفانه ماند. ابتدا قرار بود در تهران امروز منتشر شود و بعد توسط سه وبسایت دست به دست شد تا آخرسر همینجا منتشر شود.
ورشو 1920 – تلاش نافرجام لنین برای چیرگی بر اروپا. آدام زامویسکی. ترجمهی کاوه بیات. ویراستهی محسن قائممقامی و مهدی نوری. تهران: نشر ماهی. چاپ اول: پاییز 1390. 184 صفحه + 16 صفحه تصویر. 6000 تومان.
ساختار و ترجمه
«در فاصلهي پایان جنگ جهانی اول و آغاز جنگ جهانی دوم، در اروپا نبردی رخ داد که اهمیت و تاثیرش کمتر از نبردهای ماراتون و واترلو نبود. این جنگ تاثیر شگرفی بر تحولات سیاسی دهههای 1920 و 1930، جنگ جهانی دوم و صلح 1945 گذاشت. اما وقایعی که در اوت 1920 در آستانهی دروازههای ورشو رخ داد، بهرغم جوانب شگفت و سرنوشتسازی که داشت، به دست فراموشی سپرده شد. کتاب ورشو 1920 یکی از جدیدترین پژوهشها در این زمینه است». (پشت جلد کتاب.) تاریخ برای ایرانیان مسالهي مهمی است یا حداقل با خیالی راحت میتوان گفت که کتابهای تاریخی، تا همین امروز، فروش معقولی در بازار ما داشتهاند. اما شاید باید اضافه کنیم که منظور از کتابهای تاریخ، بیشتر رمانهای تاریخی به سبک ذبیحالله منصوری است و در درجهای دیگر، کتابهای گوناگونی که در ساختار تاریخی-روایتی، جنبههای مختلفی از گوشه و کنار تاریخ جهان یا ایران را به تصویر کشیدهاند. نشر «ماهی» پیش از این، در زمینهی تاریخ ایران کتابهای ارزشمندی منتشر کرده بود اما تاکنون قدمی در بخشهای دیگر تاریخ برنداشته بودند. «ورشو 1920» اولین جلد مجموعهي «تاریخ جهان» است که در اولین هفتههای پاییز امسال، به ویترین کتابفروشیهای تهران رسید. حالا باید منتظر ماند و دید قدمهای بعدی این نشر در این ژانر چه خواهد بود ولی همین کتاب، میتواند سنگ محکی باشد برای مسیری که مدیران نشر انتخاب کردهاند.
«ورشو 1920» شبیه کتابهایی نیست که ناشر معمولی تهران برای انتشار آن اقدام کند. کتاب برای ناشر خصوصی و عامخوان ایرانی، ریسک است، چرا؟ چون این مدل کتابها، بیشتر کتابهایی بودهاند که پیش از این توسط نشرهای دولتی و وابسته به دانشگاهها و مراکز علمی منتشر شدهاند. کتاب، ساختاری کاملاً پژوهشی دارد و از روشهای نوین نظریهپردازی برای پیشبرد فصلهایش استفاده میکند. همانند بیشتر کتابهایی که در هزارهي جدید و در جهان غرب منتشر شدهاند، این کتاب نیز سعی در قضاوت ندارد بلکه بیشتر توان خودش را در توصیف میگذارد. ما در هزارهی جدید زندگی میکنیم، در میان فنآوریهای امروز که به خواننده اجازه میدهد خط سیر مطرح شده در یک کتاب را پیش بگیرد و دریچههای جدید را از طریق اینترنت، کتابها و مجلات دنبال کند و خود نتیجه بگیرد. آدام زامویسکی سعی دارد تصویری واضح و آشکار جلوی چشم خواننده قرار بعد و در انتهای کتاب، او را به فهرستی از مسیرهایی راهنمایی میکند تا از طریق آن به تصویرهایی بهتر برسد. نسخهی اصلی کتاب را انتشارات «هارپر کالینز»، از غولهای مطرح نشر کتاب در سرتاسر جهان، در سال 2008 میلادی در شهر لندن منتشر کرده است.
یک مساله خودِ کتاب است و مسالهای دیگر ترجمهی آن. «ماهی» ساختار مشخصی برای ترجمه دارد. سعی میکند با وسواس کار کند و نتیجهای خوشخوان به دست خوانندهی فارسی برساند. ویراستار برای این نشر، مسالهای واقعی است و با کسی شوخی ندارند. با کاوه بیات هم شوخی نداشتهاند. نام دو ویراستار بر کتاب خورده است (محسن قائممقامی و مهدی نوری) ولی نامی از چهرههایی نیست که کتاب را نمونهخوانی کردهاند. برای همین است که نتیجهی کتاب، برپایهي ساختار رسمالخط و جملهبندی نشر، دلچسب میشود: «بیستوهشتم ژوئن 1919 گروهی از دولتمردان فراکپوشیده در تالار آیینهی کاخ ورسای گرد آمدند تا معاهدهای را بین بریتانیای کبیر، فرانسه، ایالات متحد و دیگر متحدانشان از یک سو و آلمان شکستخورده از سوی دیگر امضا کنند. این سند نهفقط مرزهای آلمان و غراماتی را که باید میپرداخت معین میکرد، بلکه نقشهی سیاسی اروپای مرکزی را نیز از نو ترسیم مینمود. با احیای کشور لهستان و تأسیس تعدادی دولت جدید – از استونی در شمال تا جمهوری چکسلواکی در جنوب – میان آلمان و روسیه فاصلهای به وجود آمد. این اقدام از یک طرف متأثر از حالوهوای حق تعیین سرنوشت ملی بود که وودرو ویلسون، رئیسجمهور ایالات متحد، از آن دفاع میکرد و از طرف دیگر تلاشی بود برای ایجاد حائلهایی در برابر توسعهطلبیهای احتمالی بعدی آلمان در سالهای آینده. امید آن میرفت که این نظم جدید نقطهی پایانی باشد بر امپریالیسم نظامیگرای قرن نوزدهم و تضمینی بر یک صلح دیرپا.» (پاراگراف آغازین فصل اول کتاب.)
برای ترجمه کاری جدی شده است. دقت زیادی شده تا نامها با تلفظ درست لهستانی در کتاب آوانگاری شوند. همینطور سعی شده تا در کتاب غلط املایی نبیند، جملهبندیها خوانا و واضح باشند و نتیجه در ساختار کتاب به اوج میرسد. کتاب طرح مساله میکند و سپس مساله را در بازخوانی تاریخی مدارک و مستندات موجود، مساله را جلوی چشم خواننده قرار میدهد و میگذارد در ذهن خودش تصویرسازی کند و نتیجه بگیرد که چه گذشته است. کتاب ساختاری منظم و اروپایی دارد: حرف را کامل همان ابتدا میزند و بعد همان حرفها را گسترده مطرح کرده و عاقبت حرف را دوباره خلاصه میزند. کتاب با مقدمهی مترجم شروع میشود، سپس مقدمهی نویسنده آمده و فصلهای کتاب به دنبال هم ردیف میشوند: «حسابهای قدیمی و چشماندازهای جدید»، «سرباز فراری»، «طرحهای بزرگ»، «معجزه در کرانهی ویستولا»، «تصفیهحساب» و «فرجامکار» و سپس منابع میآیند: «منابع»، «منابع دیگر به زبان انگلیسی» و «نمایه». ساختار کتاب محکم و پایدار است. کتاب حجمی متعادل دارد و از مرزهای معینی فراتر نمیرود و خوانندهی معمولی را به کتابی جدی میرساند.
روایت و تصویرها
آن چیزی که امروز سیاست جهانِ ما را شکل داده است – شرکتهای چندملیتی، استعمارنو، مکتبهای نظری، اقتصادهای خُرد و کلان و غیره – منشاء خود را پیش از جنگ اول جهانی پیدا کرده است. زمانیکه روسیه به دست بلشویکها افتاد و جهان به اولین جنگ جهانی خود رسید که از فنآوریهای معاصر برای کشتار انسانها برای پیشبرد مقاصد سیاسی-ایدئولوژیک استفاده میکرد. در فاصلهی این جنگ و دومین جنگ جهانی، زمانیکه مرزهای اروپا برای زمانی کوتاه، ساختاری جدید پیدا کردند، جنگی رخ میدهد که ماجرای کتاب «ورشو 1920» را شکل میدهد. لنین برنامههایی گسترده برای گسترش ایدئولوژی کمونیستی در اروپا ریخته است. درحالیکه چهار سال بیشتر از سقوط کامل امپراتوری روسیه نگذشته است و تازه پاکسازی ارتش تمام شده و هنوز ساختارهای نوین دولت، ارتش و سیاست شکل نگرفتهاند، او و حلقهی حاکم بر کشور دست به قماری بزرگ میزنند. آنها لهستان را تحتفشار قرار میدهند و از پیشدستی لهستان برای حفظ کشور، حداکثر استفاده را برده و به این کشور یورش میبرند. هدف ساده است: بعد از لهستان، به آلمان، اطریش و ایتالیا بروند و گامبهگام، اروپا را بدست بگیرند. لنین میخواهد کارگران جهان را تحت فرمان خودش متحد کرده و جهانی تازه بسازد. او استالین و تنی چند از نزدیکان خود را به رهبری ارتشی تازه شکل گرفته میگمارد و به مرزهای لهستان میفرستد. آنها اولین قدمها را خوب بر میدارند اما بعد همهچیز از دست میرود و شوروی سوسیالیستی، با یکی از بدترین گرفتاریهای تاریخ خود دست به گریبان میشود.
این داستانی است که آدام زامویسکی برای خواننده روایت میکند. او در کتاب «ورشو 1920»، داستان را با جزئیات تمام توصیف میکند: چه شد و چه اتفاقاتی گذشت. فرماندهان طرفین چه کسانی بودند. از کجا به این مقامها رسیده بودند. وضعیت سرزمینهای مورد مناقشه چه بوده. مردم چه میکشیدهاند. مقامات هر دو طرف، چگونه توانستهاند مردم را همراه نقشههای خود کنند. کتاب همانند پازلی کنار هم چیده میشود: تصویرها، خیالپردازیها و ماجراجوییها در هم یکی میشوند و تصویر کلی خلق میشود و بعد کار نویسنده ساده میشود، بر موج داستان سوار میشود و همراه خواننده به فرجام ماجرا میرسند. وقتیکه ارتشها عقب میکشند و قرارداد صلح امضاء میشود تا چند سالی در سکوت بگذرد تا زمانیکه ارتش نازی به مرزهای لهستان یورش ببرد و این بار ارتش سازمانیافتهی ناسیونالیسم کارگری بتواند با عقاید نژادپرستانهی خود، بهراحتی لهستان را درهم کوبیده و جنگ دوم جهانی شروع شود.
این دوران، زمانیست که مرزها عوض میشدند. این دقیقاً همان زمانی است که روسیه هنوز بر بخشهای شمالی کشورمان ایران نیز یورش برده است و در بازیهای سیاسی، از مرزها عقب میکشد. استعمار کمونیستی، تمام تلاش خودش را میکند تا مرزهای جهان را به نفع خودش تغییر بدهد. این بازی برای چندین دههی بعد ادامه پیدا میکند تا همین چند سال پیش، در دههی نود میلادی، مرزها به سرانجام خود برسند و بازی صحنه عوض کند و امپریالیسم نو بر جهان حکمرانی کند، جاییکه به جای ایدئولوژی، شرکتهای چندملیتی و نظامهای سلطهی جهانی نشستهاند و هدف واضحتر است: آشکارا میخواهند جهان به نفع آنان باشند. لنین چنین صراحت لهجهای نداشت. هیچکدام از سیاستمداران گذشته چنین صراحتی نداشتند. هدف آنان پیشبرد خیالها و رویاهایی بود که در غالب ایدئولوژیهای فکری و ناسیونالیسمهای ملی، باعث میشد ملتها به جان هم بیافتند. تاریخی که در «ورشو 1920» تصویر میشود، تاریخی است در ظاهر اولیهي خود، محدود به فضای یک کشور و محدود به جامعهای که برای ما چندان آشنا نیست. اما درحقیقت خویش، نزدیک است به هویت جهان و داستان آن، ماجرایی است که فقط بر یک کشور رخ نداده است، بلکه به گونههایی مشابه، بر تمامی جهان اتفاق افتاده است. نشر «ماهی» با اولین جلد «مجموعهی تاریخ جهان» خویش، قدمی بزرگ در بازار کتاب ما برداشته است. باید به انتظار نشست و دید که خوانندهی فارسی چه عکسالعملی به کتاب نشان خواهد داد. نشر توانسته در طول سالیان فعالیت خویش، خوانندگانی وفادار برای خودش پیدا کند. خوانندگانی که اجازه میدهند این نشر، ریسکهایی تازه داشته باشد اما مسالهي مهم، قدمهای بعدی نشر است: جلدهای بعدی مجموعه چه خواهند بود؟ نشر باید محتاط باشد، یک حرکت اشتباه، میتواند باعث نابودی مجموعهای گرانقدر شود و ما را از کتابهایی مهم و دلنشین محروم کند.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.