مرور افراز: نگاهی به جلد اول کالج وحشت نوشتهی دین لوری
این یادداشت را در وبسایت افراز ببینید
کالج وحشت-1: هیولاهای چارلی. نوشتهی دین لوری. ترجمهی رامک فدائیان. انتشارات افراز: زمستان 1390. چاپ اول: 304 صفحه. 1100 نسخه. 9900 تومان.
پشت جلد رمان: ... چارلی با فریادی از خواب پرید. موهایش از فرط عرق روی پیشانی چسبیده بود و قلبش آنچنان درون سینه میزد که حس کرد ممکن است دندههایش را بشکند.
«من دیگه هیچوقت نمیخوابم!» از تخت پایین آمد و با دقت راه خود را از میان تاریکی اتاق به باریکهی نوری که از زیر در میآمد باز کرد تا به راهرو برود.
دستش به چیزی برخورد کرد.
موجود کابوسش آنجا ایستاده بود!
چارلی نفسبریده گفت: «نه!»
آن موجود قد علم کرد و با نیش بلند و خمیدهی خود آمادهی حمله شد. مایعی غلیظ که سمی بهنظر میآمد، از نوک آن نیش ترسناک سرازیر شد. زانوهای چارلی شل شد و زمین افتاد.
«نه!»
دم هیولا سوتکشان و با قدرتی چکشمانند بهسمت او میآمد...
یک پسربچه که در شهری معمولی زندگی میکند اما زندگیاش معمولی نیست... این کلیشهترین جمله در دنیای رمانهای فانتزی، وحشت و علمیتخلیلی است اما همین جملهی کلیشهای، تعدادی از پرفروشترین و معروفترین رمانهای این ژانر را در دل خود خلق کرده است: سهگانهی «کالج وحشت» هم از ریشه در دل همین جمله میگیرد و جلد نخست آن با عنوان «هیولاهای چارلی» منتشر شده و عنوانهای دو جلد دیگر – که دردست انتشار هستند – عبارت است از: «انتقام هیولا» و «جنگ هیولا».
دین لوری در 17 نوامبر سال 1967 متولد شده است اما بیشتر دلمشغولیهای او تاکنون متمرکز بر تولیداتی در سینما و تلویزیون بوده است و از سال 2007 میلادی قدم به جهان کتابها گذاشت و اولین اثر او، سهگانهی «کالج وحشت» است و هنوز کتاب دیگری منتشر نکرده است. او در جورجیا در امریکا جوانی خود را گذرانده و سپس در دانشگاه نیویورک سینما خوانده است.
سینما و تلویزیون در زندگی او جدی است و رگههای همین را میتوان در اولین جلد کالج وحشت آشکارا دید: رمان لبریز از تصویر و رنگ است. همانطور که در صفحات رمان جلو میروید، انگار در یک فیلم پر از ماجرا، شخصیت، رنگ و ایده قدم میزنید. همین تصویرها و رنگهاست که کمپانی یونیورسال را واداشته است امتیاز ساخت نسخهی سینمایی این رمانها را بخرند و همین الان استیفن سامِرز و باب دوکسی بر ساخت این فیلم کار میکنند.
شخصیت اصلی رمان چارلی بنجامین بیشتر طول زندگی خودش را در مراقبت کامل پدر و مادرش گذرانده است، حتی او را به مدرسه نقرستادهاند و در خانه مادرش به او درس میدهد: چون او کابوس میبیند و کابوسهایش واقعی میشوند. همهچیز از روزی آشفته میشود که او به یک مهمانی دعوت میشود، به والدیناش التماس میکند و آنها عاقبت راضی میشوند او به مهمانی برود. اما مهمانی تبدیل به یک کابوس واقعی میشود: نیمهشب همهی مهمانها – که کودکانی همسنوسال چارلی هستند – را تنیده در تار عنکبوت پیدا میکنند و تنها چارلی جلوی پنجره ایستاده است و میگوید همهی اینها کار یک عنکبوت غولآسا بوده و او نقشی در این میان نداشته... اما واقعاً نقشی نداشته؟ بهزودی میفهمیم که او دروازههای دنیای کابوسها را باز میکند و یک انسان عادی نیست، حتی مادرش نیز یک انسان نیست و همهچیز زندگی او برای همیشه تغییر میکند.
مجلهی معتبر Kirkus دربارهی کتاب میگوید «صرفِ تفریح» و همین را در این رمان نوجوانان میبینید: تفریح و تصویر در دنیای فانتزی و وحشت.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.