روانشناسی به زبان ساده: وقتی زندگی درس میشود
وقتی غذا عشق میشود. جینین راث. ترجمهی گیسو ناصری. تهران: کتابسرای تندیس. چاپ اول: اسفند 1390. 1500 نسخه. 207 صفحه. 5500 تومان.
پشت جلد کتاب:
کتابی که زندگی را دگرگون میکند.
اپرا وینفری
در این کتاب بسیار جذاب، نویسندهی کتابهای پرفروش روانشناسی خانم جینین راث به ما نشان میدهد چگونه رژیم گرفتن و با لذت غذا خوردن اغلب به موضوعی برای مهرورزی بدل میشود. بیان تجربههای تلخ شخصیِ او، همچون آن داستانهای روشن و بیپردهای که در سمینارهایش میگوید، مسائل و موضوعات گوناگونی را برای افراد روشن میکند و به آنها میآموزد که چگونه روی خوردن خود کنترل داشته باشند، چگونه با مسائل و مشکلات سخت زندگی کنار بیایند، و اینکه چرا همیشه عاشق و خواهان چیزهایی هستند که برایشان قدغن شده است و اینکه چگونه یک حرکت اشتباه فاجعهای عظیم به وجود میآورد. او نشان میدهد که چرا بسیاری از مردم برای آرام کردن اشتهای کاذب احساسی خودشان، به پرخوری روی میآورند و چرا کاهش وزن به یکی از بزرگترین مشکلات مردم این قرن تبدیل شده است. ولی پیام خوب او برای مردم این است که همیشه احتمال تغییر و تحول وجود دارد.
این کتاب به شما خوانندگان کمک میکند تا افکار منفی را از ذهن بیرون کنید و از خودخواهی و لجاجت دست بکشید و بیاموزید که ارضاء اشتهای فیزیکی و روحی باعث میشود که ما به یک انسان تبدیل شویم.
او با صداقت و صراحت تجربیات زندگیاش را در اختیار همگان قرار داده تا همگان بتوانند راه صحیح زندگیِ گم شدهی خودشان را پیدا کنند. کلام مهرآمیزش بر دل همگان مینشیند.
روزنامهی شیکاگو تریبیون
1 – امسال نشر آموت کتاب «زن، غذا و عشق» را از جینین راس منتشر کرد و اواخر سال «وقتی غذا عشق میشود» به بازار آمده است. احتمالاً شاهد ترجمه و انتشار آثار دیگر این نویسندهی امریکایی باشیم.
2 – بازار کتابهای «کمک به خود» در ایران، بازاری آشفته است: کتابهای رنگارنگی منتشر میشوند و اغلب تیراژهای عجیب و غریبی هم پیدا میکنند. در این بازار، اغلب نام مترجم بر اهمیت کتابی که ترجمه شده، میافزاید و خوانندهی ثابت این مدل کتابها، بیشتر دنبال نام مترجم هستند تا نام کتاب و محتوای آن. ناشرهای گوناگونی در این زمینه کتاب منتشر میکنند و کیفیت کتابها از نظر محتوا، ترجمه، ویرایش و مواردی مانند آن، اغلب پایین است. تقریباً وضعیت، وضعیت بقیهی ژانرهای کتاب در کشور است با این تفاوت که خوانندگان آن، مثل خوانندگان رمانهای عامهپسند، در دنیای خودشان هستند و کمتر در وبلاگها و وبسایتهای حرفهای کتاب یا مجلات و روزنامهها نام کتابها و مسائل مربوط به آنان را میبینید.
3 – جینین راس فرزند رسانه است و فرزند امکانات جدید: او زندگی معمولی خودش را میگذراند، جرات پیدا کرده تجربههایش را با صدایی بلند بیان میکند و تجربههایش را با تجربههای دیگران پیوند میزند. نتیجه میشود برنامههای رادیویی و تلویزیونی، میشود سمینارها و جلسات گروهی و درنهایت کتاب. جامعهی امریکای شمالی چهرههایی مانند او را فراوان دارد: چهرههایی که مشهور هستند و از زندگی حرف میزنند درحالیکه تخصص خیلی خاصی هم ندارند: فقط حرف دلِ مردم را میزنند.
4 - «وقتی غذا عشق میشود» کتابی است دربارهی زندگی روزمره، وزن و ارتباط موفق با همسر، همچنین یافتن دوست و دهها مسالهی کوچک و بزرگ دیگر. کتاب را گیسو ناصری ترجمه کرده و غلامحسین سالمی ویرایش آن را برعهده داشته است. کتاب را «کتابسرای تندیس» به تازگی به بازار عرضه کرده است.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.