باشگاه مشت‌زنی. برنده‌ی جایزه‌ی کتاب آرگون 1997 نوشته‌ی چاک پالانیک ترجمه‌ی پیمان خاکسار تهران: نشر چشمه. چاپ اول: پاییز 1390. 2000 تومان. 230 صفحه. 5400 تومان.

 

اول - «باشگاه مشت‌زنی» رمانی‌ست که بیشتر به‌خاطر نسخه‌ی سینمایی خود مشهور است: ساخته‌ی دیوید فینچر با بازی ستاره‌های وقت هالیوود. در ایران این فیلم شهرت خودش را دارد و طرفداران خودش را. جزو فیلم‌هایی است که تقریباً تمامی طرفداران سینما در کشور آن را دیده‌اند ولی کمتر توجه شده بود که این فیلم یک اقتباس از رمانی نوشته‌ی چاک پالانیک است. حالا پیمان خاکسار ترجمه‌ی کتاب را توسط نشر چشمه منتشر ساخته است. پیمان خاکسار با ترجمه‌هایش از آثار چارلز بوکوفسکی شناخته شد و حالا سعی می‌کند با ادبیات آوان-گارد امریکای شمالی جای خودش را در میان مترجم‌های ایران تثبیت کند.

دوم - «باشگاه مشت‌زنی» رنج از کلیشه می‌برد: نام کتاب به‌خاطر کلیشه‌ی تثبیت شده در ذهن تماشاگران سینمای ایران که فیلم را به این نام شناخته‌اند، به همین نام منتشر شده است، مگرنه «فایت کلاب» معنای دیگری در ذهن متبادر می‌کند، برای من کتاب می‌توانست نام بهتر «باشگاه دعوا» را داشته باشد، نامی که با مفهوم‌های درونی کتاب بیشتر می‌خواند. کتابی که درگیری جامعه با ساختار حاکم بر جامعه را دنبال می‌کند. دعوایی که بین فرد فرد آدم‌های جامعه با ساختار بیرونی جامعه وجود دارد و نویسنده راهی پیدا می‌کند تا این دعوا را از بطن جامعه به سطح آن بالا بکشد.

سوم کتاب ساختار نثری خودش را دارد. ساختاری مبتنی بر جمله‌های کوتاه و هذیان‌وار. همانند کتاب‌های آوان-گارد امریکایی از مونتاژ استفاده‌ی فراوانی می‌کند. این سبک تقریبا متمایز امریکایی‌هاست که فصل‌ها را در روندی غیرمنطقی کنار همدیگر مونتاژ می‌کنند تا از دلِ آنان، روایت داستانی شکل بگیرد. ویلیام اس بارُز بهتر از دیگران این روند را دنبال می‌کرد فصل‌های رمان‌هایش را مثل ورق‌های بازی بُر می‌زد و شانسی آن‌ها را کنار همدیگر قرار می‌داد هرچند پالانیک تمام تلاش خودش را می‌کند تا روندی غیرمنطقی اما کاملا منطقی شکل دهد و از دلِ آن، ذهنیت روان‌پرش راوی خود را نمایان می‌سازد و مهم‌تر از آن، ذهنیت روان‌پریش جامعه را نمایان می‌سازد.

چهارم کتاب در نگاه اول ساختار ذهنی یک انسان را شکل می‌دهد اما مهم‌تر از آن، حمله‌ای است با ساختار مصرف‌گرا و پوچ جامعه‌ی امریکایی. ساختاری که در «باشگاه مشت‌زنی» از هر سو مورد حمله‌ی مشت‌های نویسنده قرار می‌گیرد.

پنجم کتاب دوست‌داشتنی است همان‌طور که فیلم دوست‌داشتنی بود.