یادداشتی که می خوانید مقدمه ی بخش شعر جهان شماره بهمن ماه مجله «تجربه» است. شماره جدید مجله امروز صبح در تهران پخش شد، 200 صفحه به قیمت 5000 تومان. همراه این یادداشت شعرهای «امریکا» سروده الن گینزبرگ، «تاریخ خودانگیخته امریکا» سروده گرگوری کورسو و شعر «تنها با بقیه» از چارلز بوکوفسکی کار شده. این چهار صفحه را می توانید در بخش «جُنگ تجربه» در بخش انتهایی مجله بخوانید.

 

هزاره‌ي جدید آغاز شده است. روزنامه‌ی معتبر «نیویورک‌تایمز» کتابی از انتشارات هارپر‌کالینز، «مجموعه‌ی کامل شعرهای اَلن گینزبرگ» را به‌عنوان کتاب سال خود انتخاب کرد. علامت خاکستری روزنامه روی جلد نارنجی این کتاب مفصل، آشکارا نقش بست اما امریکا فراموش نکرده است، فراموش نکرده که از کجا به کجا رسیده. نویسنده‌های این سرزمین (با شعر، رمان، داستان‌کوتاه، مقاله، سخنرانی و هرچیزی‌که بشود با کلمه درست کرد) نگذاشتند فراموش شود که چه اتفاقی افتاد تا اعتراض‌ها گام‌به‌گام جامعه را مجبور به پذیرش عقیده‌ها، نظرها و هویت‌های جدید کند و برابری در سطح اجتماعی، به عدالت نزدیک‌تر شود. ری‌براد بری یکی از کسانی‌ بود که نگذاشت اعتراض فراموش شود. یک روز در خیابانی در لس‌آنجلس قدم می‌زد که به گروهی از مسیحیان افراطی رسید و دید آنان در محوطه‌ای، جزوه‌ها و کتاب‌هایی را آتش می‌زنند. او وحشت کرد، وقتی‌که دید آن‌ها شعرها و داستان‌های جوانان مقیم همین شهر را آتش می‌زنند. تاثیر این تصویر آن‌چنان در ذهن او قوی باقی ماند که تبدیل به یکی از شاهکارهای ادبیات جهان تبدیل شد: «فارنتهایت 451». این حرارتی است که کاغذ را می‌سوزاند ولی این حرارت، با تمام تلاش سنت‌گرایان،‌ کلاسیک‌گرایان و افراطی‌های مذهبی، نتوانست جلوی نشتِ اندیشه‌های اعتراض‌گونه را بگیرد.

در امریکا بزرگ‌ترین صدای اعتراض، صدای پدرِ‌شعر نو این سرزمین است: والت ویتمن. کسی‌که شعر را از چهارچوب وزن و قافیه رها کرد و با الهام از «کتب مقدس»، جمله‌هایی طولانی و آزاد از هر چیزی به جامعه هدیه کرد که حرف اصلی‌اش یک کلمه بود: انسان. «برگ‌های علف» هنوز هم یکی از مهم‌ترین دفترهای شعر جهان است و نسخه‌های آن را به‌راحتی می‌توان در کتاب‌فروشی‌های تهران یافت. هم‌زمان با ویتمن، شاعران دیگر به تحسین طبیعت مشغول بودند اما ویتمن سراغ انسان رفت و مستقیم با خودِ او سخن می‌گفت. شعرهایش هنوز تکان‌دهنده هستند و شعرهایش یک اصل را می‌گویند: برای اعتراض نباید دنبال مساله‌ی سیاسی و اجتماعی باشی. این حرفی بود که نسل‌های بعدی شعر امریکا، به آن عمل کردند. سال‌ها بعد، بعد از شعرهایی که اعتراض‌شان جنگ جهانی اول بود و جنگ جهانی دوم، با اوج‌گیری اعتراض‌ها به جنگ ویتنام و جنگ کره‌، امریکایی‌ها بتدریج صداهایی را می‌شنیدند که حرف متفاوتی می‌زدند: صدایی که خودش را «نسل بیت» می‌خواند. حالا بیت را به هرچه می‌خواهید ترجمه کنید: کوبش، موج یا ضربه. این نسل، حول‌محور گینزبرگ و چند شاعر مهم دیگر شکل گرفته بود و در لس‌آنجلس، بتدریج خودش را بالا می‌کشید و صدایش را بلندتر می‌کرد و جیغ می‌کشید.

ابزار این نسل، نشرهای بزرگ و مجلات معتبر نبود. آن‌ها از دستگاه‌های فتوکوپی (استنسیل) استفاده می‌کردند و صدایشان را «مجله‌های کوچک» به‌دست خواننده می‌رساندند. این مجله‌ها در چند نسخه (اغلب کمتر از صد نسخه) منتشر می‌شدند. همین مجله‌های کم‌برگ و با چاپی افتضاح بودند که بتدریج صداها را بلند کردند. چارلز بوکوفسکی با ستون ثابت‌اش («یادداشت‌های پیرمردی هرزه») توانست خواننده‌های خودش را پیدا کند و توانست جان مارتین را جذب خودش کند. کسی‌که انتشارات «گنجشکِ سیاهه» را راه انداخت. نشری که توانست بعدها در کنار انتشاراتی مانند «نشر هفت داستان»، مهم‌ترین کتاب‌های اعتراض را منتشر کنند. بخشی کوچکی از اعتراض به‌سمت سیاست‌مداران و سیاست‌های امریکا نشانه می‌رفت اما بیشتر حرف‌ها با خودِ مردم بود،‌ با خودِ جامعه. مذهب در قالب «مسیح» خودش را نشان می‌دهد (این سنت اروپایی است، شاعران آوان-گارد اروپایی همیشه با مسیح درد و دل می‌کنند. مسیح و شهدای مسیحیت جای خودشان را در شعرهای این شاعران دارند) و اعتراض‌ها به کشیش‌ها هم جایگاه خودش را دارد. گِرگوری کورسو در این زمینه تبحر کافی دارد. او بچه‌ای بود که والدین‌ نوجوان‌اش او را نخواستند و در خانه‌های مردم و در زندان بزرگ شد. او دیدی خاص به زندگی و به جامعه داشت و صدای اعتراض‌اش باقی ماند. اعتراض به جامعه، در شکل اعتراض به سنت‌ها و الگو‌های کلیشه‌ای که خودشان را به انسان غالب می‌کنند، بیشتر از هر چیزی نمایان می‌شود. شعر اعتراض در امریکا صلح می‌خواهد و امیدواری. این شعر، انسان‌هایی می‌خواهد که مهم‌تر از همه، «انسان» باشند. اعتراض فقط به سیاست مربوط نمی‌شود، اصل اعتراض، معطوف به زندگی است و نگاه مردمان به زندگی.