ژان کوکتو

1889 تا 1963

میسون-لافیت (فرانسه)

 

کوکتو هنرمندی ماهر در زمینه‌های گوناگون بود، از شعر، داستان، فیلم، باله و اپرا گرفته تا نقاشی‌هایی که برای دهه‌ها علاقه‌مندان را در سرتاسر جهان جذب خود مي‌کردند. او شعر را بیشتر از همه‌ی سبک‌های هنری تحسین می‌کرد، و از آن در رسانه‌های دیگر فرهنگی استفاده می‌کرد، تا به کنکاش در پایه‌ی الهام هنری برسد، و تصویرهای سمبولیک مقایسه‌یی خود را با فرم‌های روایتی ترکیب بکند. او را به عنوان «شاهزاده‌ی سبک‌سر» می‌خواندند، که نام رمانی از خود او هم بود، آن‌ هم بیشتر به خاطر لباس‌های بحث‌انگیزی بود که می‌پوشید. کوکتو در خانواده‌یی ثروتمند متولد شد. وقتی نه سال‌اش بود، پدر خودکشی کرد، و این اتفاق عمیقا او را تحت‌تاثیر قرار داد. او دوست نزدیک پابلو پیکاسو، اریک ساتی، مارسل پروست و سرگئی دیگالیوف بود و برای سال‌ها رابطه‌یی نزدیک با ژان ماریس داشت، که در بسیاری آثار او هم حضور می‌یابد.

 

خواب ِ دختر ِ جوان

 

زیر درخت پندار با هم آشنا شدیم

ولی مطمئن از این‌که دیگری همان خواسته‌مان است.

بعضی‌وقت‌ها فرشته‌های‌مان را هم‌زمان رها کرده و پروازشان را می‌نگریستیم

با قربانی‌هایی که اسیر زهر میوه‌ها می‌شدند.

 

اوه، می‌دانستیم پشت سرمان چه خواهند گفت:

بی‌خیال‌های ابله، خوش گذران‌ها،

زبان‌های منگ دیگران زخم‌های‌شان همیشه آماده است،

ولی بی‌هیچ آرزویی فقط به خواب می‌رفتیم.

 

بعضی از خبرچین‌ها بهترین بهانه‌ها را برای‌مان جعل می‌کردند:

مثلا بگوییم که ما برای پرواز شبانه‌ی هواپیمایی رویا جا رزرو کرده‌ایم،

یا که ما می‌خواهیم به حبس باغی

ایرانی برویم و میعادگاهی داشته باشیم.

 

کل این شعر را بخواب

بانوی جوان من، تو با آن بازوی تنبل و آویزان.

خواب و خیال تو را به گروگان خویش گرفته است.

و راه‌حلی دیگر؟ خمیازه، بیشتر از این نمی‌توانی بی‌خیال باشی.