شعر فرانسه: «خوابِ دخترِ جوان» سرودهي ژان کوکتو
ژان کوکتو
1889 تا 1963
میسون-لافیت (فرانسه)
کوکتو هنرمندی ماهر در زمینههای گوناگون بود، از شعر، داستان، فیلم، باله و اپرا گرفته تا نقاشیهایی که برای دههها علاقهمندان را در سرتاسر جهان جذب خود ميکردند. او شعر را بیشتر از همهی سبکهای هنری تحسین میکرد، و از آن در رسانههای دیگر فرهنگی استفاده میکرد، تا به کنکاش در پایهی الهام هنری برسد، و تصویرهای سمبولیک مقایسهیی خود را با فرمهای روایتی ترکیب بکند. او را به عنوان «شاهزادهی سبکسر» میخواندند، که نام رمانی از خود او هم بود، آن هم بیشتر به خاطر لباسهای بحثانگیزی بود که میپوشید. کوکتو در خانوادهیی ثروتمند متولد شد. وقتی نه سالاش بود، پدر خودکشی کرد، و این اتفاق عمیقا او را تحتتاثیر قرار داد. او دوست نزدیک پابلو پیکاسو، اریک ساتی، مارسل پروست و سرگئی دیگالیوف بود و برای سالها رابطهیی نزدیک با ژان ماریس داشت، که در بسیاری آثار او هم حضور مییابد.
خواب ِ دختر ِ جوان
زیر درخت پندار با هم آشنا شدیم
ولی مطمئن از اینکه دیگری همان خواستهمان است.
بعضیوقتها فرشتههایمان را همزمان رها کرده و پروازشان را مینگریستیم
با قربانیهایی که اسیر زهر میوهها میشدند.
اوه، میدانستیم پشت سرمان چه خواهند گفت:
بیخیالهای ابله، خوش گذرانها،
زبانهای منگ دیگران زخمهایشان همیشه آماده است،
ولی بیهیچ آرزویی فقط به خواب میرفتیم.
بعضی از خبرچینها بهترین بهانهها را برایمان جعل میکردند:
مثلا بگوییم که ما برای پرواز شبانهی هواپیمایی رویا جا رزرو کردهایم،
یا که ما میخواهیم به حبس باغی
ایرانی برویم و میعادگاهی داشته باشیم.
کل این شعر را بخواب
بانوی جوان من، تو با آن بازوی تنبل و آویزان.
خواب و خیال تو را به گروگان خویش گرفته است.
و راهحلی دیگر؟ خمیازه، بیشتر از این نمیتوانی بیخیال باشی.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.