شعر فرانسه: «نامه» سرودهی بلیس سِندرار با ترجمهی سودارو
نامه
به من گفتی اگر برایم نامهیی نوشتی
همهاش را تایپ نکن
یک خطی هم خودت بنویس
یک کلمهیی.. یک کمی... اوه یک چیز کوچولویی...
باشد باشد باشد باشد باشد باشد باشد باشد
اما ماشین تایپ ریمنگتون من خیلی خوشگل شده
من که عاشقش هستم و کارها هم که خوب پیش میروند
نوشتههایم سرتاپا جذاب و واضح شدهاند
و خیلی ساده میبینی که نامهات را هم تایپ کردم
من فقط بلدم تا فاصلههای سپید را خوب بسازم
ببین صفحهام چه شکلی شده
و هنوز فقط برای خوشحالی تو از جوهر هم استفاده کردم
فقط دو یا سه کلمه نوشتم
و بعد یک لکهی گندهی جوهر جا گذاشتم
تا نتوانی آنها را بخوانی
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۵ ب.ظ توسط سید مصطفی رضیئی
|
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.