نگاهی به «خودخواهان» نوشته فدریکو توتزی
همین یادداشت را در وبسایت افراز ببینید
خودخواهان. فدریکو توتزی. مترجم: اثمار موسوینیا. نشر افراز: پاییز 1390. چاپ اول: 1100 نسخه. 128 صفحه. 3300 تومان.
پشت جلد کتاب: فدریکو توتزی از آن دست نویسندگانی است که امروزه به اهمیت و اعتبارش پی بردهاند و نامش به همراه لوییجی پیراندلو و ایتالو ازوو در شمار نویسندگانی قرار دارد که از بنیانگذاران رمان مدرن در ایتالیا محسوب میشوند. رمان «خودخواهان» از آخرین آثار توتزی است. داریو گاوینای، قهرمان رمان، گویی تداومی از حالتهای ذهنی و روانی لئوپولود گرای، قهرمان رمان «خاطرات یک کارمند» است. شخصیت در وضعیتی از اضطراب روانی بهسر میبرد که در نتیجهی ناتوانی او در گسترش روابطی مناسب با دیگران حاصل شده است. این عدم ارتباط و درکناپذیری به رابطهی عاشقانهی او نیز کشیده میشود. اثر از لحنی دانونزویی بهره میبرد و وقایع آن در شهر رم میگذرد، بازگویی ماجرایی عاشقانه در فضای وهمانگیز و منحط شهر رم. رمان نوعی کاوش روانکاوانه در ذهن شخصیتهای است، کاوش در منطقهی تاریکی که روان نام دارد...
رمان اروپایی، رمان خیالپردازیهاست. مردمان این قاره، نزدیک به چهار قرن است که سنت رمان امروزی را همراه زندگی خود دارند و در این سنت، نسلهاست به خیالپردازی مشغول هستند و تا آن حد در خیالهایش خویش غرق شدهاند که به پوچی رسیدهاند. این پوچی راه خودش را در زندگی و نوشتن مردمان این سرزمین باز کرده و از طریق ترجمه، بهدست ما هم میرسد. مایی که این سنت طولانی نوشتن را نداریم و درکمان از رمان، هنوز به بیراهه میرود.
شاید برای همین در درک رمانهایی مانند «خودخواهان» دچار اشتباه میشویم. ما بلافاصله شروع به همزادپنداری با این اثر میکنیم و تلاش داریم تا خطوط نگارشی، فکری و ارزشی آن را به ادبیات خودمان نزدیک کنیم. نتیجهاش کتابهایی بیسروته میشوند که چندان اهمیتی در طول تاریخ ادبیات کشورمان پیدا نمیکنند چه برسد بخواهند کتابی جهانی باشند.
اما «خودخواهان» رمانیست که توانسته در گذر زمان، جایگاه خود را در سنت ادبی ایتالیایی پیدا کند و توانسته در گذر زمان، بتدریج خودش را از این سرزمین بیرون بکشد و حالا به دست خوانندگان در جای به جای جهان برسد. داستان رمان ساده است: زندگی کارمندی که موسیقیدان است و البته دوستار زنی و... خطوط ساده و معمولی رمانس، خود را کامل کنار میکشند تا راوی در ذهنیت خودش غرق شود و خواننده همراه وی، در رم (بیشتر در خیابانهای شب و روزها در اداره و محیطهای کاری) روان باشد. آدمها را تماشا کند، بیشتر ساکت باشند و همراه هم فقط ببینند و راوی چیزهایی در ذهن حک کند که برخطوط کاغذ جلوی چشم خواننده نمایان میشود.
رمان خوانندهای سختگیر و سختخوان دارد و خوانندهی عام، تاکنون علاقهای به این مدل رمانها نشان نداده است. این اثر، نمونهای دیگر از آثار نویسندگانیست که میخواهند در سنتهای جنوبی و شرقی اروپا جلو بروند و بهگونهای، کافکایی بر ادبیات سرزمین خود باشند...
نمونهی متن. شروع فصل اول.
داریو گاوینای به محض بیدار شدن حس کرد بیاختیار به فکر فرو رفته است. اندیشهاش همچون تکهای مجزا بود که گسترش مییافت و بهخودی خود پیش میرفت. و او از این بابت دستخوش نوعی حسرت و بهتزدگی شد.
حال دیگر چند ماهی میشد که بدبختی و فلاکت قصد داشت حتی به درون روحش نیز رسوخ کند. اوایل، این مساله را باور نکرده بود؛ و درست هنگامیکه حتی تکه نانی برای خوردن نداشت، مطبوعترین و پسندیدهترین مسائل مربوط به جوانیاش برای ساعات متوالی در ذهنش ثابت و خللناپذیر باقی میماندند؛ و برایش ممکن نبود به چیز دیگری بیندیشد. هرچه بیشتر رنج میکشید و ضعیفتر میشد آن مسائل نیز هر چه آشکارتر و واضحتر و به مانند توهماتی قابل رویت بر او پدیدار میگشتند. چه جرعههای بیشمار شیر را که تصور میکرد دارد سر میکشد: شیری غلیظ، با لایهای چربی نسبتاً زرد رنگ؛ و یا دستهای نان داغ که به تازگی از تنور درآورده و بر روی تختههایی قرار داده بودند.
...
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.