مجموعه کاریکاتورهای دیوید لوین. به اهتمام سیداحمد بهشتی شیرازی. با مقدمه نیک‌آهنگ کوثر. تهران: نشر روزنه. چاپ اول: 1383. 2000 نسخه. 624 صفحه. قطع: خشتی کوچک. قیمت نسخه‌های موجود در بازار: 4500 تومان.

 

وقتی تازه روزنامه‌خوانی را شروع کرده بودم، تحولی در زمینه‌ی «کاریکاتور» در مطبوعات کشور رخ می‌داد که من هم گام‌به‌گام با همان تحول بزرگ شدم و به این‌جا رسیدم. از نظر ذهنی خودم، «کاریکاتور» نقطه‌ی شروعی است که خواننده را به کتاب‌های «کامیک‌استریپ» برساند. کتاب‌هایی مانند «تن‌تن» یا «سوپرمَن» یا مانندِ آن. کتاب‌هایی که داستانی سنگین دارند ولی داستان در غالب تصاویر و دیالوگ بیان می‌شوند. متاسفانه جامعه‌ی کتاب‌خوانِ ما، چندان از این مدل کتاب‌ها سود نمی‌برد. دلیل‌اش هم ساده است: از یک طرف (الان) ممیزی اجازه نمی‌دهد تا چنین کتاب‌هایی به‌سادگی منتشر شوند و از سویی دیگر،‌ هزینه‌ی انتشار چنین کتاب‌هایی، بسیار سنگین خواهد بود و اگر فروش تضمین شده‌ای (مانند «تن‌تن» که چهار دهه است در ایران خوب می‌فروشد) پشت سر کتاب نباشد، ناشرها برای انتشار اثر، دست به خطر نمی‌زنند.

آن روزهایی که مطبوعات کشور، توجه‌ای ویژه به موضوع «کاریکاتور» نشان می‌دادند و سبک تصویرگری کاریکاتوریست‌های ما، از مدل‌های عربی و مدل‌های کلاسیک اروپایی به سمتِ‌ مدل‌های معاصر‌تر پیش رفت، توجه‌ای هم به انتشار کتاب‌های کاریکاتور نشان داده می‌شد. در آن روزها، مدل‌ها و الگوهای کاریکاتوری ما به‌سمتِ مدل‌های مطبوعاتی معاصر آمریکای شمالی پیش می‌رفتند (یعنی مدل‌هایی که قبل از جنگ جهانی اول جایگاه خودشان را پیدا کردند، تا بعد از جنگ جهانی دوم، سبک‌شان گسترش یافت و تا به امروز، گسترده موردِ استفاده قرار می‌گیرند). اولین بار که مجله‌ی «نیویورکر» را ورق زدم، سبک صفحه‌بندی‌اش برایم جالب بود: مطالب حرف خودشان را می‌زدند و جابه‌جا، کاریکاتورهایی مستقل آمده بودند. سنت مجله‌ای مانند نیویورکر، بانیِ خلق مجموعه‌ای گسترده از کاریکاتورها شده (در سال 2004 که خواننده‌ی دائمی «نیویورکر» بودم، تبلیغ مجموعه‌ای شامل بر چهار جلد کتاب و چند دی‌وی‌دی در مجله می‌خورد که هفتاد سال کاریکاتورهای مجله را نشان می‌داد. وب‌سایت مجله نیز مجموعه‌ای گسترده از کاریکاتورها را در خود جمع کرده است.)

«مجموعه کاریکاتورهای دیوید لوین»، از سنت مجله‌ای دیگر سود می‌برد: «بررسی کتاب نیویورک تایمز». مجله‌ای که از قدرتمندترین و جدی‌ترین مجلات نقد و بررسی کتاب در آمریکا است. مجله‌ای در قطع وزیری، که ریز به ریز به معرفی و نقد آثار ادبی مشغول است و دیوید لوین، از پاهای سابت تصویرسازی این مجله بوده. زمانی‌که کتاب در سال 1383 منشتر شد، نظرها را به خود مشغول کرد: مجموعه‌ای مفصل از کاریکاتورهای پرتره از چهره‌هایی شناخته شده و مشهور. از آنا آخماتوآ بگیرید و به رئیس‌جمهورهای مشهور جهان یا روزنامه‌نگاران و نقاشان و هنرمندان دیگر برسید. خوبی کتاب، قطع‌اش بود که راحت دیده می‌شد و می‌توانستی با آن خوب وقت بگذرانی. در کنار انتشار چنین کتابی، کتاب‌هایی از کاریکاتورهایست‌های معاصر ایران هم توسط نشر «روزنه» منتشر شدند. کتاب‌هایی که هر کدام چندین مرتبه تجدید چاپ شده و درنهایت، توانستند مجموعه‌ای ماندگار برای آیندگان باقی بگذارند: کاریکاتورهایی که بخشی از تاریخ کشور شدند.

این روزها، توجه به کتاب‌های کاریکاتور محدود به چند نام خاص شده. مثلاً کتاب‌هایی مثل «من گوساله‌ام» که خوب می‌فروشد (و چه کتابِ خوبی هم هست) و این اثر، شکل گرفته از کامیک‌هایی است که در صفحه‌ی آخر مجله‌ی «40‌چراغ» منتشر شده‌اند. مشکل کاریکاتورِ معاصر ما، همان مشکل روزنامه‌نگاری‌مان است: مجله‌ها و روزنامه‌ها ماندگار نیستند و سبک‌ها جا نمی‌افتند. ما مجله‌های قدیمی نداریم و مجله‌های قدیمی‌ترمان هم مرتب کادر عوض می‌کنند. همان‌طور که کسی مثل من (با سابقه‌ی پنج ساله‌ي مرور و نقد کتاب) مرتب باید مجله و روزنامه و وب‌سایت و وب‌لاگ عوض کند، همین‌طور که روزنامه‌نگارهای جدی ما (اگر خودشان را بازنشسته نکرده باشند) مرتب از این مجله و روزنامه به دفتری دیگر می‌روند، کاریکاتوریست‌ها هم آواره هستند. آن‌ها نمی‌توانند جای خودشان را تحکیم کنند و سبک خلق کنند و سبک در طی گذرِ چند دهه، خوب جا بیافتد و خواننده‌ی دائمی خودش را پیدا کند. این یک ضعف جدی است و مختص روزنامه‌نگارهای اصلاح‌طلب هم نیست، حتا مجلات جناح راست هم نتوانسته‌اند سنت و سبک و کاریکاتوریست حرفه‌ای به جامعه معرفی کنند.

منظور از کاریکاتوریست حرفه‌ای، کسی‌ست مانند «دیوید لوین». ایرانِ معاصر، از لحاظ تصویرگری استعدادهای خیره‌کننده‌ای داشته و دارد. کسانی‌که کم از لوین نداشته‌اند و اگر به آن‌ها اجازه داده می‌شد، می‌توانستند افتخاری برای سرزمین‌مان باشند اما یک مشکل در روزنامه‌نگاریِ ما هست: همه‌اش آلوده‌ی سیاست می‌شود. کارهای لوین را که ورق می‌زنید، سیاست جای خودش را دارد اما ادبیات و فرهنگ، عمده‌ی تصویرهای او را نقش می‌زنند. او به عمق چهره‌ی یک هنرمند نفوذ می‌کند و خواننده‌ی آشنا به آن هنرمند را سر جای خودش میخکوب نگه می‌دارد: می‌توانی برای دقایقی طولانی به نقش لوین از چهره‌ای مانند ویرجینا ولف یا جان آپدایک یا آنا آخماتووآ خیره بمانی و بهت وجودت را لبریز از خاطره‌های کلماتی کند که حالا جلو می‌دوند تا خودشان را به تو یادآوری کنند... کتاب‌ها و شعرها و داستان‌ها و مقاله‌هایی که خوانده‌ای و... حالا این تصویر چقدر آشناست...

کتاب «دیوید لوین» متعلق به سال‌های گذشته است اما هنوز می‌توان در کتاب‌فروشی‌های خاصی (مانند شهرکتاب مرکزی در خیابان شریعتی تهران) نسخه‌ای از آن را خرید. شخصاً دیوید لوین را دیر تجربه کردم،‌ نگذارید برای شما این تجربه‌ی دیداری، دیر تجربه شود.