باربارا پارک از بهترین و بامزه‌ترین نویسنده‌ها برای کودکان و نوجوانان است. مجموعه‌ ماجراهای جونی بی جونز، که از نوشته‌های او برای کودکان است، دائماً در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و رمان‌هایی که برای نوجوانان نوشته بیش از چهل جایزه را از آن خود کرده‌اند. او در زمینه‌ی علوم تربیتی تحصیل کرده و با شوهر و دو پسرش در آریزونا زندگی می‌کند.

 

از پشت جلد هر دو کتاب

 

نشر ماهی، نشر جالبی است. در حدوداً هفت سالی که به فعالیت مشغول بوده است، در زمینه علوم‌انسانی و ادبیات ترجمه، قدم‌هایی جدی برداشته است. ماهی از معدود نشرهای فارسی است که هر چیزی بدست‌اش برسد را منتشر نمی‌کند. آن‌ها چهارچوب‌های خودشان را دارند و برپایه‌ي چهارچوب‌هایشان قدم بر می‌دارند. ژانرهای مشخص تعریف شده دارند و در این ژانرها، در انتخاب کتاب وسواس به خرج می‌دهند. صبر می‌کنند تا مترجم کتاب پیدا شود و هرکسی را به عنوان مترجم اثر قبول نمی‌کنند. سپس کار مراحل سنگین بازخوانی‌ها و تغییرها را طی می‌کند تا کار بدست صفحه‌بند برسد و سپس مراحل اداری فیپا و ارشاد را طی کند.

ژانر کودک و نوجوان برای نشر ماهی برخلاف نظر بقیه مساله‌ای بسیار جدی است. دوستان مدیر این نشر، از همان ابتدای کار سعی داشته‌اند تا پایه‌های خود در این بخش بازار کتاب را محکم کنند. اما وسواس و مراحل طولانی کار در نشر ماهی، تاکنون نتیجه‌اش فقط به حدود چهل جلد کتاب رسیده است. به قول یکی از مدیران نشر، چهار پنج برابر کتاب‌هایی که ترجمه می‌کنند، کتاب‌هایی را انتخاب کرده، خریده، خوانده و رد می‌کنند. باربارا پارک برایشان چهره‌ای موثر بوده. چهره‌ای که به لطف امیرمهدی حقیقت، در مجموعه‌ي «جونی بی جونز»، به فارسی‌زبانان معرفی شد و بخش قابل‌توجه‌ای مجموعه تا الان به فارسی منتشر شده است. حالا نشر سراغ سری کتاب‌های دیگری از این نویسنده رفته و دو جلد اول آن، در اولین هفته‌های پاییز، در کتاب‌فروشی‌های تهران پخش شدند.

باربارا پارک معلم علوم‌تربیتی است اما جذابیت کاری او، نه در نصحیت‌های مرسوم، بلکه در شبیه‌سازی وضعیت کودک است. در رمان‌های او، بچه‌ها انسان‌هایی معصوم و خوب نیستند بلکه موجوداتی شرور با خیال‌پردازی‌های قوی هستند که برای رسیدن به هدف‌های خودشان هر کاری می‌کنند. شاید برای همین باشد که والدین ایرانی، چندان روی خوشی به کتاب‌های باربارا پارک نشان نداده‌اند. بعضی از والدین ایرانی معتقد هستند که این کتاب‌ها با فرهنگ مرسوم ما یکی نیستند. می‌گویند نباید هر چیزی را به بچه‌ها گفت. اما پارک عقیده‌ي دیگری دارد. او خوب می‌داند که ما در قرن بیست‌ویکم زندگی می‌کنیم و در این قرن، به لطف فن‌آوری‌ها، نمی‌شد جلوی بچه‌ها را گرفت و چه چیزی در یک کودک هولناک‌تر از قدرت خیال‌پردازی‌های او، و کارهایی‌ست که برپایه‌ی خیال‌پردازی‌هایش می‌تواند انجام بدهد؟

البته این نظر برخی از والدین ایرانی، بیشتر وابسته به فاصله‌ای است که خواننده‌ی فارسی با ادبیات روز کودک جهان گرفته است. برای ما مساله‌ی «رمان کودک»، چندان ماجرا‌ی مفهومی نیست. ما کتاب‌های کم‌برگ و پر از تصویر را برای کودک خود می‌پسندیم اما در جهان غرب، ماجرا سال‌هاست که به کل تغییر کرده است. کودک شش تا نه ساله، رمان‌های بین شصت تا صد و بیست صفحه‌ای می‌خواند و کودک نه تا دوازده ساله کتاب‌های چهارصد صفحه‌ای بدست می‌گیرد. ما نباید فراموش کنیم: بچه‌های نسل جدید، با کتاب‌هایی مانند «هری پاتر» بزرگ می‌شوند و با کتاب‌هایی مانند «ارباب حلقه‌ها» به بلوغ می‌رسند. این بچه‌ها، بچه‌هایی نیستند که ما در گذشته می‌شناختیم. والدین ایرانی هیچ چاره‌ای ندارد: باید خودش را با تغییراتی وفق بدهد که حول مساله‌ی کودکی رخ داده است. والدین ایرانی باید در هر لحظه خودش را به روز کند و ادبیات، یکی از آن چیزهایی‌ست که والدین ایرانی، باید قدم‌های بلندی برای درک‌اش بردارد و باربارا پارک، یک انتخاب مناسب برای این قرن است: قرنی که بچه‌ها می‌خواهند همه‌چیز را بدانند.  

 

عملیات دک کردن کپک

 

عملیات دک کردن کپک. نوشته‌ی باربارا پارک. ترجمه‌ی نازنین دیهیمی. تهران: نشر ماهی. چاپ اول:‌ پاییز 1390. 2000 نسخه. 80 صفحه. 2000 تومان.

 

تا جایی که یادم مانده هیچ‌وقت از برادرم خوشم نمی‌آمد. هیچ‌وقت. کار احمقانه‌ای است که بخواهم جور دیگری وانمود کنم...

در واقع رابرت هر بالایی که بتوانید فکرش را بکنید بر سر من آورده.

اما هرکس بالاخره یک روز کاسه‌ی صبرش سرریز می‌کند

و وقتی تحملش تمام شد، آستین بالا می‌زند و دست‌به‌کار می‌شود.

همان‌ کاری که من با طراحی نقشه‌ام

برای خلاص شدن از شر رابرت انجام دادم.

اسم نقشه‌ام را گذاشتم «عملیات دک کردن کپک»!

 

پشت جلد رمان

 

اختلاف بین بچه‌های یک خانواده، قدمتی به قدمت خودِ انسان دارد. از همان اولین خانواده‌ی بشر که روی زمین پا گذاشته، برادرها به جان هم افتاده‌اند و اولین تراژدی کره‌ی زمین را بدست انسان‌ها شکل داده‌اند. حالا هم در قرن جدید، ماجرا چندان تفاوتی ندارد. «عملیات دک کردن کپک»، ماجرایی جذاب از درون ذهن یک بچه است. بچه‌ای که می‌خواهد شرِ برادرش را سرِ خودش و خانواده کم کند. او از فن‌آوری‌های روز (آگهی در روزنامه، رایانه و نامه‌نگاری) استفاده می‌کند تا با یک عملیات پلیسی و ماجراجویانه، شرِ برادرش را کم کند اما... باربارا پارک پایانی جذاب برای کتاب‌اش نگه داشته تا بتواند خواننده‌ی کودک خود را شوکه کند. نصحیت موردنظر پارک، از طریق همین شوک به بچه وارد می‌شود: او چیزی را می‌خواند و تصویری به ذهن‌اش منتقل می‌شود، حالا برپایه‌ی این تصویر باید تصمیم بگیرد که چه خواهد کرد. اختلاف در سرتاسر زمین یکی است‌: بچه‌ها سر جایگاه خودشان در خانواده مشکل دارند اما این خود بچه‌ها هستند که باید به نتیجه برسند. پارک کمک می‌کند تا این نتیجه بدست بیاید.

 

میک هارته این‌جا بود

 

میک هارته این‌جا بود. نوشته‌ی باربارا پارک. ترجمه‌ی نازنین دیهیمی. تهران: نشر ماهی. چاپ اول: پاییز 1390. 2000 نسخه. 80 صفحه. 2000 تومان.

 

من و پدر و مادرم با ماشین تا محل خاکسپاری میک رفتیم.

در طول راه یک کلمه هم حرف نزدیم.

من عقب نشسته بودم و حواسم بود که از خط فرضی وسط صندلی،

که همیشه طرف من را از طرف میک جدا می‌کرد، رد نشوم...

دستم را جلو بردم و به موهای مادرم کشیدم.

او یک دستش را روی دست من گذاشت

و با دست دیگرش دست بابا را گرفت...

مثل یک زنجیر خانوادگی... با یک حلقه‌ي گمشده.

 

پشت جلد رمان

 

مرگ مساله‌ی ساده‌ای نیست. برای آدم‌های بالغ، کنار آمدن با مساله‌ی مرگ، کار سختی است چه برسد برای یک بچه. «میک هارته این‌جا بود» داستان تراژدی است: تراژدی درگذشت برادر یک دختربچه و اتفاقاتی که در خانواده‌اش می‌افتد. بچه باید چه کند؟ کتاب مانند خنجر بر قلب خواننده‌اش فرو می‌رود اما از یک واقعیت جدی حکایت می‌کند. در ایران همانند دیگر کشورهای جهان هر سال، هزاران نفر در تصادفات رانندگی کشته می‌شوند. این مرگ، چه تاثیری بر کودک درون خانواده می‌گذارد؟ باربارا پارک می‌خواهد این مساله را بحث کند و مساله‌ی کلاه‌ایمنی برای دوچرخه‌سواری در خیابان را پیش بکشد. رمان او خیالی است اما کتابی است که می‌تواند به خیلی از بچه‌ها و آدم‌های بالغ ایرانی هم کمک کند. در انتخاب کتاب‌های باربارا پارک باید مراقب بود اما او نویسنده‌ای است که نمی‌توان به‌راحتی کنارش گذاشت.