کتابِ نیست. علیرضا روشن. نامزد جایزه‌ی کتاب فصل. تهران: نشر آموت. چاپ اول، دوم و سوم: 1390. تیراژ چاپ سوم: 1650 نسخه. 112 صفحه. 2800 تومان.

 

ما آب را

برای گریستن نوشیده‌ایم

 

ص 11 کتاب

 

شعر سپید، شعر ترکیب‌هاست. ترکیب هویت بومی ایرانی با هویت دیگران. شعر علیرضا روشن از این ترکیب‌ها سود می‌برد. ترکیب عرفان شرقی و هایکو با باورهای بومی و نزدیکی آن با ترجمه‌ی شعر غرب، همه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا «کتابِ نیست» را تبدیل به یک مجموعه‌ی ساده کنند. ساده به معنای نثر ساده. ساده به معنای شعر ساده. ساده به معنای درک‌پذیری راحت. علیرضا روشن از اینترنت به دستِ مخاطب ایرانی رسید و چهارچوب‌های اینترنت را به اولین کتابِ خود آورد. شعر اینترنت، نمی‌خواهد طولانی باشد. نمی‌خواهد سخت‌خوان باشد. نمی‌خواهد پیچیده و تکنیک‌گرا باشد. نمی‌خواهد ژانرگرا باشد. شعر اینترنت می‌خواهد به سرعت در صفحات گودر و مانند آن خوانده شود و در سرعت پلک‌زدن به ذهن خواننده رسیده، جا خوش کرده و بگذرد. می‌خواهد توسط اس‌ام‌اس و مانند آن، به راحتی منتقل شود، پس باید کوتاه باشد. نباید واژگان سنگینی درون‌اش استفاده شده باشد تا مخاطب را به فکر فرو برد که این کلمه دیگر چیست؟ نباید از مرزهای ذهنی خواننده جلوتر حرکت کند. باید به عشق خواننده جلو برود تا «لایک» بخورد و «مثبت صد» شود. شعر اینترنت، شعری است که از خواننده به شاعر تحمیل می‌شود و شاعر این تحمیل را قبول می‌کند تا دیده شود. شاعر در این میان سود می‌برد، در این ماه‌ها که شعر، سردترین بازار در بازار کتاب ایران را در دست دارد، «کتابِ نیست» در هر سه ماه، یک نوبت تجدید چاپ شده است.

 

باید خودم را ببرم خانه

باید ببرم صورتش را بشویم

ببرم دراز بکشد

دلداری‌اش بدهم که فکر نکند

بگویم که می‌گذرد که غصه نخورد

باید خودم را ببرم بخوابد

من خسته است

 

صفحه‌ی 36 کتاب

 

در فرهنگ و سنت ما بوده و نبوده که کوتاه بنویسم. ما حکایت‌ها و نثرهای کوتاه داریم. ما سبک‌های شعری کوتاه داریم اما مرزها و چهارچوب‌های خودشان را هم تعریف کرده بودیم. فرهنگ و باور ذهنی ما نیست که هایکو بخواند. چرا هایکو-واره‌ها این‌قدر مُد شده‌اند؟ فن‌آوری نقش خوبی بازی کرده اس‌ام‌اس و اینترنت اما مرزهای جدیدی که هایکو-واره‌ها به شاعر فارسی می‌دهند، بي‌همتا هستند: کوتاه‌نویسی. می‌توانی کوتاه بنویسی و زیاد کار کنی و از بین‌شان انتخاب کنی. این نکته‌ی مثبتی است، البته اگر بقیه‌ی شعرهای کوتاه را دور بریزی و فقط خوب‌هایشان را نگهداری. گنگ‌نویسی. می‌توانی گنگ بنویسی و مفهوم‌های سمبولیک عرضه کنی. (در ساختار ذهنی که از بودا و کنفوسیوس و مشابه آنان منشاء گرفته باشد، چنین گنگ‌نویسی معنای خاص خود را دارد، ما بی‌توجه به چنین معنای و ساختارهای ایدئولوژیک، می‌خواهیم کوتاه‌نویسی را استفاده کنیم. شاید اشتباه باشد. شاید درست باشد.) می‌توانی از مرزهای بومی و گذشته‌ی خودت کناره بگیری و به زبان روز بنویسی و به نوعی، آوان-گارد باشی. به نوعی مُد باشی. به نوعی طوری دیگر جلوه بدهی، شبیه به دیگران باشی ولی شبیه به اکثریت نباشی. شعر علیرضا روشن همه‌ی این‌ها هست و همه‌ي این‌ها نیست. همین کتابِ او را جذاب می‌کند. بعضی‌جاها می‌خواهی کتاب‌اش را به دیوار پرت کنی، بعضی‌جاها از شعرش لذت می‌بری. این ترکیب متضاد، از همه‌خوانی کتاب هم ناشی می‌شود. شعری که منشاء آن اینترنت باشد، طوری نوشته می‌شود که سلیقه‌هایی متفاوت را مجذوب خود کند. روشن هرچقدر هم که تلاش کند، «کتابِ نیست» منشاء اینترنتی خود را فراموش نمی‌کند و مرزهای کتاب چاپی را به رسمیت نمی‌شناسد. این کتاب، می‌خواهد کتابِ خودش باشد نه کتاب مرزها و چهارچوب‌های ادبی معاصر ایران.

 

از نگاهِ تو

آمدن است

از چشمِ دیگران

رفتن

من نمی‌روم

می‌آیم

 

صفحه‌ی 90 کتاب

 

«کتابِ نیست» یک موفقیت در بازار بوده. یک موفقیت در جهانِ اینترنت فارسی‌زبان بوده. تبریک آقای روشن. تبریک به نشر آموت. اما بعد چه؟ این قدم اول، می‌تواند علیرضا روشن را به یک شاعر آینده‌دار فارسی تبدیل کند؟ او می‌تواند این بازار را حفظ کند؟ اگر همین راه را ادامه دهد و مرعوب اینترنت و خواننده‌ی اینترنتی خود باشد، به مرزهای خواننده محدود شده. او در بازاری غرق می‌شود که اکنون به صورت‌اش لبخند می‌زند. آیا علیرضا روشن فریب این بازار را می‌خورد یا این‌که می‌تواند یک قدم بلند دیگر بردارد و با دفتر بعدی خودش، چهره‌ای متفاوت از علیرضا روشن نشان بدهد؟ او این قدرت را دارد که مرزهای شعر اینترنت را جابه‌جا کند. مرزها را گسترش دهد. او خواننده دارد، می‌تواند بتدریج نظر خودش را به خواننده تحمیل کند. آیا این کار را خواهد کرد؟ من هم به انتظارِ تماشای آینده‌ي علیرضا روشن نشسته‌ام، به او امیدوارم ولی نگرانم که مایوس‌ام کند.

 

وقتی می‌خواهم درباره‌ی ِ تو شعری بنویسم

شعری دیگر به ذهنم می‌رسد

تو همیشه

شعرِ بعدی هستی

 

صفحه‌ی 65 کتاب