تنهایی زنانه
شطرنج باز. برندهي جایزهی ادبی «کورین» سال 2006 میلادی. نوشتهی برتینا هنریش. ترجمهی سمانه حنیفی. ویراستار: محسن صلاحیراد. تهران: نشر افراز. چاپ اول: تابستان 1390. 136 صفحه. 1100 نسخه. 3300 تومان.
برتینا هنریش، رماننویس و فیلمنامهنویس آلمانیِ مقیم فرانسه است. او در سال 1966 در فرانکفورت بهدنیا آمد. در رشتههای ادبیات و مطالعات سینمایی تحصیل کرد. اکنون هجده سال است که در پاریس زندگی میکند، جایی که در آنجا به فیلمسازی مشغول است. شطرنجباز نخستین رمان او به زبان فرانسه است که با موفقیت چمشگیری روبهرو شده.
از پشت جلد کتاب
یونان ساکت است. جزیرههایی آفتاب گرفته با مردمانی ساده، کند و آرام. یا حداقل اروپاییها اینگونه فکر میکنند. یونان در ادبیات اروپایی، سرزمینی است برای آرامش. مبدا تاریخ و فرهنگ است. شروع تمدن است. سرزمینی است که زیبایی، تعطیلات و خوشی همراه خویش میآورد. یونان برای اروپاییها، یادآور فولکلوریک، زندگی بستهي خانوادگی و فرهنگ پدرسالاری است و «شطرنجباز»، بیشتر از هر کتاب دیگری، به کلیشههای ذهنی اروپاییها – در اینجا، فرانسویان – وفادار مانده است و در رمانی عامهپسند، سعی کرده تا زندگی یک زن یونانی را به تصویر بکشد.
زن در زندگی روزمرهاش خوشبخت است. او تحصیلاتی فراتر از دبیرستان ندارد. در یک هتل، خدمتکار است و اتاقها را تمیز میکند. کار او سنگین است اما نگرانی ندارد. همسر آرام و ملایمی دارد و بچههایی دوستداشتنی که مشکلی برایش درست نمیکنند. دوستانی صمیمی و زندگی هر روزی در یک جزیره در فاصلهای نه چندان دور از آتن. جاییکه توریستها برای تعطیلات میآیند و یکی از همین توریستها – یک زوج جوان فرانسوی – زندگی زن را تغییر میدهند. آنها همراه خود شطرنج دارند و به سر زن میزند تا برای هدیهی تولد همسرش، یک دست شطرنج بخرد. این کار او، در نوع خود، جسارتی است. سرانجام استاد زن کمک میکند تا شطرنج بخرد اما برایش یک دست شطرنج الکترونیک میخرد. شوهر توجهای به هدیهی او نشان نمیدهد اما زن مخفیانه تلاش میکند تا شطرنج بیاموزد و داستان در اینجا اوج میگیرد: روزمرگی او ترک میخورد و او مابین این ترکها، سعی میکند تا خودش را پیدا کند و با فرهنگ پدرسالار خویش مبارزه کند؛ هم با خودش آشنا بشود و هم جایگاه خود را در خانواده و در جامعه، تثبیت کند.
«شطرنجباز» ساده است و ترجمهای مناسب دارد. داستان آن خطی جلو میرود و نویسنده نگران تکنیکهای روایتی نیست. در یک کلام، یک رمان خوب و معمولی است که برای خوانندهی معمولی ادبیات نوشته شده است. میتوان از داستان برتینا هنریش لذت برد و «شطرنجباز»، هدیهای دوستداشتنی برای دوستی صمیمی خواهد بود.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.