همين مطلب را در روزنامه‌ي فرهيختگان بخوانيد - لينك پي‌دي‌اف

کورت ونه‌گات یکی از نویسندگانی است که در یک دهه گذشته در ایران با استقبال روبه رو شده است. او اگرچه دو شاهکارش، «سلاخ‌خانه شماره پنج» و «شب مادر» را در دهه ۱۹۶۰ منتشر کرد، اما حدود سی سال طول کشید تا آثارش اقیانوس آتلانتیک را درنوردد، از قاره سبز بگذرد و به ایران برسد. تازه بهترین اثر این نویسنده یعنی «سلاخ‌خانه شماره پنج» هنگامی که در سال ۱۳۷۲ به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد، مورد استقبال قرار نگرفت و در اواخر دهه هفتاد بود که با رواج بحث پست‌مدرنیسم، پرنده اقبال بر شانه این نویسنده در ایران نشست و ترجمه و انتشار آثار این نویسنده پست‌‌مدرن، با شتاب فزاینده‌ای در ایران اتفاق افتاد. حالا دیگر هیچ سالی نمی‌شود که در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، اثری از کورت وونه‌گات منتشر نشود.

این مقدمه را نوشتم تا بگویم امسال نیز کتابِ «خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان» با ترجمه مصطفی رضیئی منتشر شده است. ونه‌گات به‌طور کل نویسنده عجیبی است، آن‌قدر عجیب که بعضی از آثارش در چارچوب‌های معمول ادبی نمی‌گنجد. مثلاً همین کتاب «خداحافظ...» دقیقاً مشخص نیست، مجموعه داستان است، مجموعه مقالات است یا یک داستان بلند و یا حتا مجموعه‌ای از هجوها. اما هرچه هست، این کتاب، به شدت ونه‌گاتی است. یعنی همان طنز گزنده و منحصربه‌فرد ونه‌گات که در دیگر آثار او وجود دارد، در این کتاب هم همان طنز حتا به شکلی گزنده‌تر و صریح‌تر مشهود است.

«خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان» مجموعه‌ای از داستان‌هایی درباره ۲۱ گفت وگوی خیالی کورت ونه‌گات با شخصیت‌های درگذشته مهمی است که از شبکه‌ی رادیویی WYNC پخش شده است. ونه‌گات، خودش این متن‌ها را در رادیوی عمومی ملی آمریکا اجرا کرده بود. در این داستان‌ها، ونه‌گات دکتری به نام که‌وارکیان را استخدام می‌کند که او به وضعیت «تقریباً مرگ» برساند تا او در آن دنیا با چهره‌هایی مشهور هم‌کلام شود. او با شخصیت‌های بزرگی نظیر ایزاک نیوتن، ایزاک آسیموف، ویلیام شکسپیر و حتا آدلف هیتلر مصاحبه می‌کند.

جالب است که هیتلر در هم‌صحبتی با ونه‌گات، طلب بخشش می‌کرد، اما امیدوار بود که بنای یادبودی معتدلی، احتمالاً یک صلیب سنگی، از آن‌جا که بالاخره او یک مسیحی بود، جایی به یادبود او برافراشته شود، مثلاً در زمین‌های مرکز سازمان ملل متحد در نیویورک.

کورت ونه‌گات سراغ شکسپیر می‌رود و از او می‌پرسد که آیا خود او نمایشنامه‌ها و شعرهای منسوب به او را نوشته یا نه. اشاره او به شبهه‌هایی است که در مورد هویت واقعی نویسنده‌ی آثار شکسپیر مطرح است. پاسخ شکسپیر اما بسیار جالب است: «به هر حال، رز را به هر نام دیگری هم که بخوانی، همان بوی شیرین را می‌دهد.»

در کتاب «خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان» رگه‌هایی از دیدگاه‌های انتقادی و چپ‌گرایانه سیاسی ونه‌گات نیز دیده می‌شود. او سنت‌های سیاسی پذیرفته شه در عرصه اجتماعی آمریکا را با زبانی طنزآمیز به پرسش می‌کشد. ونه‌گات در وضعیت تقریباً مرگ خود با رفیق هوییسر کمونیست ملاقات می‌کند و وقتی او از ونه‌گات می‌پرسد که پررشدترین صنعت کشور چیست، می‌شنود: «ساختن زندان».

«خدا حفظ‌تان کند دکتر که‌وارکیان» کتاب جذابی است که مصطفی رضیئی آن را ترجمه کرده و نشر افراز منتشرش کرده است.