تئاتر ایران: اتاق شماره 6 و سه نمایشنامهی دیگر
صفحهي فروش كتاب در وبسايت نشر افراز
نمایشنامههای آورین – جلد اول
اتاق شماره 6 و سه نمایشنامهی دیگر
خسرو حکیمرابط
تهران: نشر افراز
چاپ اول: اسفند 1389
152 صفحه
1100 نسخه
3800 تومان
پشت جلد کتاب: خسرو حکیمرابط – زادهی 1309 شیراز – نویسندهای است که در حوزههای نمایشنامه و فیلمنامه بیشترین فعالیت را داشته است. البته او را بیشتر به عنوان معلم میشناسیم که این دوره، 60 سال تجربه را در برمیگیرد. خسرو حکیمرابط سال 1328 در آموزش و پرورش مشغول کار شد و بعدها تحصیلات خود را در دانشکدهی هنرهای دراماتیک ادامه داد. از نمایشنامههای او میتوان به «آنجا که ماهیها سنگ میشوند»، «ایوب دلتنگ خسته خندان»، «سهراب شنبه»، «سهراب و ساز و والی قبرستان» و «روز هفتم، خاطرهها» اشاره کرد. حکیمرابط بیش از 80 نمایشنامهی رادیویی نوشته که از شبکههای مختلف رادیو پخش شده و از آن میان می توان از «آهو و احمد»، «زمانه در دست زمان»، «عطسه»، «زیر تیغ آفتاب»، «بانگ زنگ فیل فیلن» و «فیل در پرونده» نام برد. فیلمنامههای او عبارت است از «ارض موعود»، «فصل خون»، «دست هزار بلوچ»، «تشنگی، آب، چرخ»، «گذر از ظلمات»، «اسماعیل در قربانگاه»، «باغ آدم»، «طلوع در کوچه قهرآشتی» و «مهتاب شب اول». تدریس در دانشگاههای تبریز، هنرهای دراماتیک، سینما تئاتر، دانشگاه آزاد و دورهی نمایشنامهنویسی رادیو در صدای جمهوری اسلامی ایران و عناصر دراماتیک در دورهی تهیه کنندگی تلویزیون در دههی 60 و 70 از عمده فعالیتهای این نویسنده است.
اول – نمایشنامههای رادیویی و تلویزیونی چهارچوب مخصوص به خودشان را دارند. نوع نگارش آنها و موضوعی که مطرح میکنند متفاوت از نمایشی است که بر صحنهی سالن نمایش اجرا میشود. زبانی سادهتر دارند. موضوعاتی عموميتر انتخاب ميكنند. از اقتباسهای ادبی فراوان استفاده میکنند. بیشتر از دیگر انواع نمایش دیالوگ را اجرا میکنند، یعنی دیالوگها یا اغلب کوتاه هستند و شخصیتهای مختلف در آن حاضر هستند یا مونولوگهای احساسی طولانی هستند که یک شخصیت بتواند بر روی صدا و اجرای آن کار بکند. چهارچوبها در این مدل نمایش مشخصتر و معینتر هستند: میبایست مخاطب عام و گستردهای را مجذوب خود نگه بداری.
دوم – خسرو حکیمرابط از قدیمیترین چهرههای نگارش نمایشنامههای رادیویی و تلویزیونی ایران بهشمار میرود. بیشمار نوشته است و داستانهایش را شنیدهایم و دیدهام، هرچند به احتمال قوی نه نام او را در خاطر داریم و نه چهرهاش را جایی دیدهایم. او صرفا مینویسد و کارهایش را اجرا میکند. اولین جلد مجموعهی «آروین»، این افتخار را داشته تا منتخبی از نمایشهای این چهرهی برجسته را به خوانندگان خود هدیه بدهد: به بهانهی آزادی، و من آن ساز بیآواز دلتنگ، خرسی که میخواست خرس باقی بماند، اتاق شماره 6. دو نمایش بر پایهی فرهنگ ایرانی و بومی ما نوشته شدهاند و دو نمایش اقتباسهای ادبی هستند، «خرسی که...» اقتباسی آزاد از کتابی به همین نام نوشتهی یورک اشتاینر است که ناصر ایرانی ترجمه کرده و توسط کانون پرورشی کودکان و نوجوانان منتشر شده بود. «اتاق شماره 6» بر پایهی داستانی کوتاه از آنتوان چخوف نوشته شده است.
سوم – چهار انتخاب مقابل چشمان خواننده قرار گرفته تا بتواند چهار سبک مختلف و گوناگون نوشتاری خسرو حکیمرابط را یکجا ببیند. نمایشهایی که متفاوت از هم کار شدهاند و هر کدام دنياي مخصوص به خویش را دارد. همانطور که این سبک طلب میکند، نمایشها خودشان را غرق تکنیکها، سمبلها یا مفاهیم معنایی نمیکنند. مساله ساده بیان میشود، هرچند که موضوعی جدی ورای دیالوگها و توصیفها قرار گرفته است. انتخاب نهایی مثل همیشه با خواننده است، که این سبک نمایشنامهنویسی را دوست بدارد یا خیر. از این نمایشها لذت ببرد یا نه. خسرو حکیمرابط دست شما را باز گذاشته: انتخاب کنید.
دیالوگهای آغازین نمایش «به بهانهی آزادی»:
احد: حالا حتما باید یکی رو به کشتن بدی!؟
سرخو: ها...؟
سرگرم کار خویش است. بدون توجه به احد.
احد: نمیتونی آروم بشینی؟... حتا این تو هم باید یکی رو به کشتن بدی؟ نذر داری؟
سرخو: اصلا معلومه چی میگی؟
احد: آخه از صبح تا حالا پیله کردهیی به این مگس بدبخت... که چی؟ بگیری بندازیش تو تار عنکبوت، اونوقت بشینی مردنش را تو تماشا کنی؟ فایده کار چیه؟
سرخو: این کار رو برای فایدهاش نمیکنم.
گلو: آدم شکارچی، هر جا که باشه باز هم شکارچیه.
احد: شکارچی؟ شکارچی برای خودش شکار میکنه، اما این برای عنکبوت، حالا اگه خودش میخورد، یه حرفی... تازه... خبر نداره که خودش هم اجیره... شکاره... شکار عنکبوته!
...
صفحهي 14 کتاب
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.