شعر ایران: دویدن در تنهایی
صفحهي فروش كتاب در وبسايت نشر افراز
دویدن در تنهایی
گزینهیی از شعرهای مسعود احمدی
[متن دوزبانه]
گزینش و ترجمه:
منصوره وحدتی احمدزاده
تهران: نشر افراز
چاپ اول: بهار 1390
208 صفحه
1100 نسخه
4800 تومان
...
با این همه
به تو میاندیشم
و به خود:
به سراسیمگی سرافکندگی سرگردانی
و به اینکه
اگر در تو فرو روم
اگر در من غرقه شوی
شاید مفاهیم سرگردان سامان یابند
و ما نیز
معنایی بیابیم
آنگونه که درخت آن سان که پرنده
صفحهي 54 کتاب
اول – شعر سپید ماجراهای خودش را گذرانده. خیلی وقت است که دیگر لازم نیست خودش را به خواننده اثبات بکند. دفترهای متعددی که هر سال در این سبک منتشر میشوند، مثالی است از علاقهای که خواننده به خوانش این مدل شعر نشان میدهد. مسالهای که باقی مانده، موضوع کیفیت است. چه شعری را میتوان توصیه کرد؟ چه شعری را میتوان خرید و خواند؟ فعلا که از مسالهی شاعران جوان بگذریم، این سوال دربارهی شاعران برجسته نیز وجود دارد. کدام شاعر را بخوانی؟ کلیات اشعارش را بخوانی یا...؟ سلیقهها متفاوت است و شعر صرفا در چهارچوب سلیقه بحث میشود. سلیقهای میتواند خواندن دفتر به دفتر شعرهای یک شاعر نامآشنا را توصیه بکند، دیگری خواندن یکجای کلیات اشعار این فرد را و عاقبت دیدگاه دیگری هم هست که به گزینهی اشعار اعتماد میکند. میگوید قبل از من کسی نشسته، به سلیقه و چهارچوبهای ذهنی خودش، آثار شاعری را خوانده، آنها که ضعیفتر بوده را کنار گذاشته و دفتری منسجم از کلیت شعرهایش به من نشان میدهد. من این دفتر را میخوانم. اگر برایم جالب بود، شاید سراغ بقیهی شعرهای این شاعر هم رفتم.
...
میدانی
سالهاست
هم از رابینهود فاصله گرتهام هم از چهگوارا
و مدتهاست که از دور به تو نگاه میکنم
و از نزدیک به چیزهایی که انگار از اول نبودند
مثلا
به این زیرسیگاری
که نور را میگیرد و وِل میکند تا همهي شکل شفافش را به من ببخشد
یا به همین رواننویس
که در سطرهای سنگلاخی نیز وظیفهاش را خوب انجام میدهد
راستی
چرا نه چتر برمیداری نه بارانی
و با این همه حرف که برداشتهای میخواهی چه کنی
مگر از کوچکی این خانه بیخبری یا از تنگی حوصلهي من؟
صفحهی 74 کتاب
دوم – احمدیها چند نام شناخته شده در ایران دارند. معروفتر از همه، احمدرضا احمدی است و بعد از او مسعود احمدی قرار میگیرد. شاعری که اندوههایش را فقط در غالب کلمات بیان میکند و نشستن پای صحبتهایش، انسان را به شادمانی و آرامش میرساند. منصوره وحدتی احمدزاده نشسته و گزیدهای از شعرهای دفترهای گوناگون شاعر را در کنار هم قرار داده و شخصا آنها را به زبانی پاکیزه، به انگلیسی برگردانده است. مجموع این دو در کنار هم قرار گرفتهاند و به کتاب «دویدن در تنهایی» شکل دادهاند. دفتر با شعرهای نیمایی احمدی شروع شده و به شعرها مدرنتر، امروزیتر و تکنیکیتر او ختم میشود. جایی که آسوده از خود و جهان پیراموناش سخن میگوید.
هزاران اسب
هزاران مرد
هزاران زن
و بسیاران چراغ و تیرک رهبند
همه سرگشته و آسیمه سر پیچان به هم اندر غبار راه بهدست باد
و من در پشت در واماندهیی خسته
سرش با سنگ بشکسته
به رویش هر چه در بسته
که با خود میکند نجوا
«من این در را بکویم هر چه بادا باد»
صفحهی 22 کتاب
سوم – شاعرهای امروز را که نگاه کنید، بیشتر از همه جدایی آنها را از هویت فردی و وجودیشان میبینید. کار به جایی رسیده که شعر هر کسی را میتوان در کنار شعر دیگری قرار داد و حتا متوجه تفاوت دیدگاهها نشد و اندیشید كه هر دو را یک نفر کار کرده است. چرا؟ شعر مسعود احمدی نیز همانند شعرهای احمدرضا احمدی، عمیقا تحتتاثیر شاعران اروپایی است، مخصوصا سوررئالیستهای فرانسوی. احمدرضا احمدی مشهورترین و صاحبنامترین شاعر سوررئالیست تاریخ ادبیات معاصر ایران است. مسعود احمدی نيز در طي سالها توانسته جايگاه ويژهي خود را در اين سبك بهدست آورد. او اكنون طرفداران خودش را دارد و مهمتر از همه، هویت فردی و مستقلی برای خویش خلق کرده که کار او را متمایز از کار دیگر شاعران قرار میدهد: چون او هنوز خودش باقی مانده.
خانه پُر از پنج عصر و پر از خدا و چیزهای خواستنی دیگر:
ردیفهای موازی کتاب مجسمهي چوبی زنی که دارد فکر میکند
دایرهیی از نور زرد چراغ بر گوشهی میز قهوهیی
و فنجان شیشهیی تو بر لبهی لرزان دایره
«خیالت راحت
تا برگردی روزنامه میخوانم یا کتاب»
این را گفته است و حالا دارد از پشت شیشهها برایم دست تکان میدهد
خودم را میگویم
صفحهی 76 کتاب
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.