گمگشتگان: داستانی از ساموئل بکت
گمگشتگان
ساموئل بکت
ترجمهی سیامک بهرامپرور
ادبیات رخدادنو – جلد اول
زیرنظر مهدی نوید
طراحی: کارگاهکارگاه، آریا کسایی
چاپ اول: 1389
1650 نسخه
82 صفحه - جیبی
2000 تومان
اول – مهدی نوید مدتها پیش از مجموعهای صحبت میکرد که برای انتشارات «رخدادنو – خدماتفرهنگی صبا» کار میکند. البته اول قرار بود این مجموعه، همانند مجموعهی «گام اول» توسط انتشارات «گامنو» منتشر بشود. ولی اختلافهایی پیشآمد و نشر «رخدادنو» از دل «گامنو» بیرون آمد و کار خود را شروع کرد. هر دو نشر، مبنای کاری مشخصی دارند: کتابها و مباحثی فلسفی، اجتماعی و سیاسی را دنبال بکنند. در این بین ادبیات هم سرک میکشد. ادبیاتی که زیرنظر چشمان مهدی نوید متولد میشود. کسی که خود چند مجموعه از ساموئل بکت و ریچارد براتیگان را ترجمه کرده است. او ادبیاتی خاصخوان، آوان-گارد و امروزیخوان میخواهد.
دوم – مهدی نوید انسانیست وسواسی. خود ویراستار نشر «نی» است و در مجموعهی «ادبیات رخدادنو» هم همین وسواس را دنبال میکند. شاید برای همین سالها فاصله افتاد تا جلد اول مجموعه منتشر بشود و بعد از آن جلدهای بعدی هنوز ماندهاند. بیش از ده عنوان این مجموعه آمادهي انتشار هستند و مراحل مختلف کاری خویش را دنبال میکنند. میشود به این مجموعه امید داشت، تا یکی از ماندگارهای ادبیات و ترجمه از طریق آن به خوانندهي فارسیزبان عرضه بشود.
سوم – اولین نکتهی جدی در این مجموعه، طراحی جذاب کتاب است. طرح جلد هیچ چیز خاصی نمیگوید، مقوایی است ساده که بر روی آن عنوان کتاب با فونتی معمولی و ساده خورده و دقیقا در خط بعد، کتاب شروع میشود. کاغذ کتاب کمی تیره است، ولی نه آنقدر که بخواهد چشم را اذیت کند، بلکه چشمنواز نیز هست. بخشهای مختلف کتاب، با کاغذهایی خاکستریرنگ از هم جدا میشوند. فصلهای کتاب «گمگشتگان» عبارت میشود از:
گمگشتگان – ساموئل بکت
اما دهشتناکتر – سیامک بهرامپرور
گمگشتگان: اسطورهیی از تاریخ و تقدیر آدمی – آنتونی لیبرا
چهارم – متن انگلیسی کتاب را ندیدهام. اما متن فارسی آن برای من سنگین بود. انتظار زبان سادهتری داشتم. جملهها گیجام میکرد. البته شاید من انتظار فردیام را از مجموعهی مهدی نوید بیش از اندازه بالا بردهام و این موضوع به خوانش من از کتاب ضربه زده. شاید هم نه. شاید ترجمه، سبکی است که من آن را نمیپسندم. اما در هر صورت، از خریدن و خواندن «گمگشتگان» ناامید شدم، هرچند طراحی کتاب بیشتر از همه چیز در خاطرم مانده است.
شروع کتاب:
منزلگاهی چنانکه هر یک از تنهای گمگشته به دنبال گمگشتگی خویش میگردد. فراخ آنچنان که کاوش بیهوده باشد. تنگ آنچنان که گریز بیهوده باشد. در استوانهیی فرونهاده به محیط پنجاه و ارتفاع شانزده متر به منظور حفظ تناسب. نور. بیفروغیاش. زردتابیاش. حضور مطلقش آنچنان که گویی هر سانتیمتر مربع از حدود دوازده میلیون مساحت کل در حال تابشاند. بیوقفگیاش در دورههای زمانی طولانی بهناگهان چون نفسنفسزدنِ واپسین خاموشی میگیرد. سپس ناگاه بهتمامی فرومیمیرد. پیامدهای این نور برای چشم کاوشگر.
...
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.