پرنسس و ملکه
همین یادداشت را در وبسایت «هزار کتاب» ببینید.
لیدی الیزابت. آلیسون وِیِر. طاهره صدیقیان. تهران: کتابسرای تندیس. چاپ اول: 1388. 2000 نسخه. 584 صفحه. ده هزار تومان.
ملکه الیزابت اول برای کشور انگلستان بیانگر نقطهی قوت، همگرایی و قدرت است. او کسی است که توانست مرزهای کشوری را به حد ِ یک امپراتوری گسترش بدهد، و سیاستهای زیرکانهاش در طول نزدیک به پنجاه سال سلطنت باعث شد، تا سنت و هویت در کشور رشد بکند. تا قرنها بعد، معماران خانههای اشرافی انگلستان را به افتخار ملکه شکل میدادند: به صورت حرف E انگلیسی که حرف اول نام بانو بود.
کتابها، فیلمها و سریالهای گوناگونی در طول تاریخ به کنکاش زندگی و برهههای حساب زندگانی این زن و این کشور در زمان او پرداختهاند. هیچوقت کسی از شنیدن نام ملکه خسته نمیشود: او کسی است که امپراتوری را تقویت کرد، و در همان حال، در دربار او فرهنگ رشد میکرد و نماد این فرهنگ هم شکسپیر بود، مهمترین چهرهیی که تاریخ ادبیات – تقریبا کل جهان – به خود دیده است.
آلیسون وِیِر، در رمان قطور خویش، به کنکاش سالهایی میپردازد که ملکهیی در کار نبود، بلکه «لیدی الیزابت»، کودکی چهار ساله بود که مادرش را اعدام کردند، سالها به عنوان «حرامزاده» زیست، تا در پایان عمر پدرش – شاهی خونخوار که به خاطر هوسرانیهایش، مذهب کل انگلستان را تغییر داد، و کلیسای انگلستان را خلق کرد تا بتواند بیشتر و بیشتر ازدواج بکند و زنهای قبلی خویش را یا میکشت یا زندانی میکرد – به عنوان یکی از جانشینهای احتمالی به جامعهی درباری برگشت. هرچند باید سالها سلطنت برادر ناتنی و بعد سلطنت خواهر ناتنیاش را تحمل بکند، و هر لحظه در انتظار این باشد که در قلعهی لندن زندانی شده یا گردنش را بزنند.
«لیدی الیزابت» رمانی تاریخی، و در عین حال عامهپسند است، که در آن با جزئیات زندگی و سالهای کودکی، نوجوانی و جوانی زنی قدرتمند آشنا میشود، زنی که در میان صفحات رمان شکل میگیرد، با دربار و مردان دربار آشنا میشود، و در عین حال خودش را در دستان عشق میبیند، از عشق میگریزد تا به عهد کودکی خویش وفادار بماند: هیچ وقت ازدواج نکنم. او را میبینیم که ترسان و وحشتزده برای زندگی التماس میکند و از دستان مرگ هم میگریزد. و در نهایت او را میبینیم، که ملکهی انگلستان شده، و کتاب در همین نقطه به پایان میرسد و خواننده سالها زندگی پر و فراز نشیب را پشت سر گذاشته و تجربههایی خیرهکننده را در میان توصیفهای طولانی و دیالوگهای مفصل اثر تجربه کرده است.
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.