امشب باد سنگینی می‌وزد

و باد سردی است

و من دارم به

پسرهای توی صف فکر می‌کنم.

امیدوارم بعضی‌های‌شان یک بطری

شراب قرمز داشته باشند.

وقتی که توی صف باشی

متوجه می‌شوی که

همه چیز

صاحاب دارد

و به همه چیز

قفل زده‌اند.

این روش کار

دموکراسی است:

چیزی که می‌خواهی را داری

سعی داری نگه‌ش داری

و بهش اضافه کنی،

البته اگر ممکن باشد.

دیکتاتوری هم همین طوری

کار می‌کند:

فقط خواه مخالف‌های‌‌اش را

اسیر می‌کند یا

نابود می‌کند.

ما فقط مخالف‌های خودمان را فراموش می‌کنیم.

به هر دو حالت

باد

سرد

سنگینی

است.