خوشبختی
نسخهی چاپی رمان نوجوانانم دستم است (آتشبازی. لیندا جی اسمیت. نشر ویدا. 1389. 2200 نسخه. 176 صفحه. 2500 تومان)، متن دو قرارداد جدید با نشر هزارهی سوم اندیشه دستم است، مال دو کتاب که ماهها پیش تحویل داده بودم. تهران دوستان نامآشنا هستند. دوستان جدید. دوستان قدیمی. و با قرصهای آرامبخش نفسهای آرام میکشم. جلسهی رونمایی دفتر شعر احسان عابدی را بودم. جلسهی نقد شعرهای سهند آقایی را بودم. و هر جایی بشود و ادبیاتیها باشند، توی این روزهای باقیماندهی سفر تهرانم میروم. میبخشید وبلاگ به روز نمیشود، فکر کنید مرخصیام. هرچند امروز صبح ترجمهی دومین دفتر شعری تمام شد که از فارسی به انگلیسی کار کردهام. نامهایشان؟ باشد برای وقتی که کارها به سرانجامی رسیده باشند. و به امید دیدار. به امید دیدار...
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ توسط سید مصطفی رضیئی
|
سید مصطفی رضیئی (سودارو) هستم. لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه غیرانتفاعی خیام، متولد بیست فروردین 1363 در مشهد و ساکن کشور کانادا. اولین قرارداد کتابام را در سال 1385 با نشر «کاروان» بستم، کتاب شفاهی توقیف شد. کتابهای دیگرم را بتدریج نشرهای «افراز»، «ویدا»، «کتابسرای تندیس»، «پریان»، «مروارید» و «هزارهی سوم اندیشه» به بازار میفرستند. نوشتههایم در روزنامهها و مجلههای مختلفی از جمله «تهران امروز»، «کارگزاران»، «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «فرهیختگان»، «آسمان»، «تجربه»، «مهرنامه»، «همشهری داستان»، «همشهری اقتصاد» و «گیلان امروز» منتشر شدهاند. یک سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جشن کتاب»، متعلق به انتشارات کاروان بودم ونزدیک به چهار سال مسوول مرور کتاب وبسایت «جن و پری» بودم و مدتی هم در وبسایتهای «مزدیسا»، «مرور» و «مد و مه» مینوشتم. دارم سعی میکنم که زندگیام را مرتبط با کتاب نگه دارم. در مطبوعات صرفا در مورد کتاب و ادبیات مینویسم و بیشتر وقتام به نوشتن مرور کتاب میگذرد. وبلاگنویسی را در سال 2004 در بلاگاسپات با نام «سودارو» شروع کردم که بعد از سه سال و نوشتن هشتصد پست وبلاگ، فیلتر شدم. بعد به حسین جاوید در «کتابلاگ» ملحق شدم و صفحهیی در آن وبسایت داشتم که بعد از حدود دو سال و نوشتن نزدیک به یکصد و هفتاد پست، آنجا هم فیلتر شد. بعد به بلاگفا پناهنده شدم تا گذر روزگار چه در چنتهی خود داشته باشد. مرسی که به اینجا سر میزنید.