برای خواندن نسخه‌ی الکترونیکی سال‌نامه، به وب‌سایت روزنامه‌ی اعتماد، در اینجا، سر بزنید.

 

دقیقن نمی‌دانم این چهارمین سال یا پنجمین سالی‌ست که روزنامه‌ی «اعتماد» اقدام به انتشار سال‌نامه‌ی خویش می‌کند. نسخه‌ی امسال، روز دوشنبه 26 اسفند ماه هشتاد و هفت منتشر شد، در دویست و چهل صفحه، تمام رنگی، در قطع وزیری به قیمت سه هزار تومان. سال پیش روزنامه عکس سید محمد خاتمی را در صفحه‌ی اول نقش بسته بود و امسال عکس میرحسین موسوی در پس‌زمینه‌یی از عکس مشهورترین آدم‌های سیاست و فرهنگ، صفحه‌ی اول سال‌نامه را پر کرده است.

در میان مجله‌ها و ویژه‌نامه‌هایی که در مطبوعات امسال منتشر شد، یک دو دستگی واضح دیده می‌شد: یک فاصله‌ی بزرگ که در جامعه به‌وجود آمده است. ابتدا، مجلات خاص‌پسند هستند که نمونه‌اش همین سال‌نامه‌ی روزنامه‌ی «اعتماد» است، کاملن مشخص است که خواننده‌ی چنین مجله‌یی یک آدم عادی جامعه نیست، این مجله اصلن برای عموم مردم طرح‌ریزی نشده است. در مقابل، دسته‌ی دیگری از مجله‌های عام‌پسند وجود دارند که مانند «زندگی‌ ایده‌آل» نسخه‌ی مجلل و خواندنی خود را در تیراژهای انبوه و کیفیتی واقعن عالی (هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی) به بازار می‌فرستند و خیلی هم خوب می‌فروشند و آدمی هم مثل من از خواندن آن‌ها کیف می‌کند.

این فاصله منطقی‌ست، قرار نیست همه‌ی جامعه روشنفکر باشند. اما شش هفت سال پیش، در دوران مطبوعات زمان اصلاحات، ما روزنامه‌ها و مجله‌های خاص‌پسند امروزی را داشتیم که همه آن را می‌خواندند. روزنامه‌های مهم جهان مثل «گاردین» یا «نیویورک تایمز» یک جوری نمی‌نویسند که خاص‌پسند باشند. موضوعات خاص را در شکلی همه‌خوان کار می‌کنند. امروزه تیراژهای روزهای اصلاحات افسانه‌یی‌ست. حالا روزنامه‌های خصوصی تیراژهای سی یا چهل‌ هزارتایی هم اگر پیدا کنند، کلاه‌شان را می‌اندازند بالا، اما این دلیل نمی‌شود که چون تیراژتان پایین است،‌ بقیه‌ی جامعه را نادیده بگیرید: کاری کنید آن‌ها هم بیایند روزنامه‌ی شما را بخوانند، نه این‌که از دست شما فراری باشند.

سال‌نامه‌ی اعتماد در سال‌های پیش، بیشترین تاثیر را از نظریه‌های تئوریک موجود می‌گرفت. سه سال پیش، ویژه‌نامه‌یی منتشر کردند که اصلن چیز جذابی برای پر کردن تعطیلات در آن وجود نداشت. سال پیش، در رقابت با ویژه‌نامه‌ی روزنامه‌ی «اعتمادملی» که روز قبل از سال‌نامه‌ی «اعتماد» منتشر شد، چیزی جدید در چنته نداشتند و دو ویژه‌نامه یک‌سان پیش رفتند. امسال اما، روزنامه‌ی «اعتماد» با سال‌نامه‌اش هیچ رقیبی ندارد. مهم‌ترین سال‌نامه‌ی سال گذشته که متعلق به «شهروند امروز» بود توقیف شده است و «اعتمادملی» هم که یک چیزی منتشر کرد که کل‌اش علامت سوال بود. هیچ کدام از روزنامه‌ها در حد و اندازه‌ی «اعتماد» کار نکردند. ویژه‌نامه‌ی روزنامه‌ی «اعتماد» بی‌شک بهترین بود. اما برای خوانده نشدن نوشته شده بود: فونت وحشتناک ریز روزنامه، خوانش آن را تقریبا غیرممکن کرده است. دویست و چهل هزار کلمه‌یی که مجله را پر کرده‌اند، برابر با یک کتاب حدودن پانصد صفحه‌یی چاپ نشری مثل مرکز هستند. سرمقاله‌ها که فونتی بازهم ریزتر از فونت بقیه‌ی روزنامه کار شده بودند، عملن اصلن خوانده نمی‌شدند، بقیه‌ی مجله به زور دیده می‌شد. نمی‌دانم چرا این بلا را سر کاری چنین حرفه‌یی آورده بودند؟ تغییر در صفحه‌ بندی و حذف حدود ده صفحه از مجله، می‌توانست یک فونت عادی خوب برای مجله به ارمغان بیاورد که کل مجله را قابل خواندن کند، نه این‌که همه‌ی مطالب را داشته باشیم، اما نگذاریم عمده‌ی خواننده‌ها نتوانند در حالت عادی مجله را بخوانند و نتیجه‌ی دست گرفتن سال‌نامه‌ی روزنامه‌ی «اعتماد» در سال هشتاد و هفت برای‌شان سردرد و سوزش چشم باشد.

با این همه‌، مجله هنوز هم دل‌نشین است. کیفیت مطالب داخلی مجله، تنوع موضوع‌ها، کار حرفه‌یی، ویراستاری خوب، مدیریت، عکس‌های کار شده و ... همه در وضعیتی ایده‌آل برابر کار حرفه‌يی موجود مجلات ایران هستند. مطالب نابی هم چون مصاحبه با «آیدا شاملو» هم در مجله وجود دارد که مدت‌ها بود چنین چیزهایی را نمی‌دیدیم.

برای من که کتاب و فرهنگ مساله‌ی اصلی‌ام است، مجله پربار بود. اول از همه این‌که در برابر دیگر مجله‌های نوروزی که موضوع کتاب را رسما حذف کرده بودند (البته کاملن واضح: چون کتابی دندان‌گیر در بازار چاپ نمی‌شود و تنوعی وجود ندارد که بتوان نوشت،) سال‌نامه‌ی «اعتماد» مفصل کتاب را بحث کرده است.

بخش فرهنگی مجله در صفحه‌ی 71 با بخش اندیشه، با تیتر «کار روشنفکر: پرونده‌یی درباره‌ی بابک احمدی» شروع می‌شود و بیست و شش صفحه مطلب خواندنی درباره‌ی این روشنفکر برجسته‌ی کشور جمع‌آوری شده است که در نوع خود بی‌نظیر است. سپس بخش کتاب با تیتر «یک سال مرخصی برای ادبیات» و عکسی از محمد محمدعلی آغاز می‌شود. امیرحسین خورشیدفر مقاله‌ی جالب «یک سال مرخصی برای ادبیات» را با تمرکز بر «گزارش رخدادهای ادبی ایران در سال 1387» نوشته است. علی شروقی هم مقاله‌ی مفصل سه صفحه‌یی خود را بر معرفی مهم‌ترین کتاب‌های چاپ شده در بخش ادبیات در سال گذشته را کار کرده که تیتر :«با «محاکمه» آغاز شد و ...» را بر خود گرفته است. بعد از ده صفحه مطلب در مورد کتاب، بخش فرهنگی مجله به «هنر» می‌رسد و با عکسی از ناصر تقوایی تیتر می‌خورد: «زیر سایه هنر، به دور از هیاهو» و شانزده صفحه مطلب در این بخش هست که مهم‌ترین‌شان مصاحبه با ناصر تقوایی و علی رفیعی است. سپس «سینما» می‌آید با «سه فیلم نمونه اکران 88» و سپس «برترین فیلم‌های سال به انتخاب منتقدان روزنامه اعتماد». بعد «مردان حاشیه‌ساز» فرهنگ و هنر ایران را داریم که بخش مخصوص «تلویزیون» روزنامه را شکل می‌دهد. و سرانجام‌ بخش «رسانه» با تیتر «حاکمیت مطبوعات را به رسمیت بشناسد» به بررسی سی سال مطبوعات بعد از انقلاب می‌پردازد، پرونده‌یی جذاب که چهارده صفحه از مجله را پر می‌کند و سرانجام بخش فرهنگی مجله در صفحه‌ی 152 پایان می‌یابد.  

سال‌نامه‌ی روزنامه‌ی «اعتماد» خیلی خوب بود. ولی بیشتر بخش‌هایش را نخواندم، چون واقعن چشم را آزار می‌داد. کار خوب انجام شده بود، ولی ترجیح می‌دهم توصیه کنم حتا اگر نسخه‌ی چاپی را هم خریده‌اید، سری به وب‌سایت روزنامه بزنید و نسخه‌ی اینترنتی آن را بخوانید، حداقل می‌دانید که می‌توانید متن‌ها را بر روی فایل ورد کپی کنید و هر چه می‌خواهید سایز فونت‌ها را بزرگ‌تر کنید.