نمی‌دانم چیزی که روزنامه‌ی اعتمادملی در آخرین شماره‌ی منتشر شده‌اش در سال گذشته به بازار فرستاد را می‌توان ویژه‌نامه‌ی نوروزی خواند یا اصلن می‌توان آن را به قول گرداننده‌های روزنامه «کتاب» دانست یا نه. چیزی که منتشر شده است، نه ساختاری کاملن مجله‌یی دارد و نه ساختاری کتابی. چیزی کاملن بینابینی است. روزنامه‌ی اعتمادملی، از همان اولین سال انتشار، اقدام به چاپ ویژه‌نامه‌های نوروزی کرده است که تا امسال، هر سال بهتر از سال قبل بودند و رشد کیفیت و کمیت را می‌شد در آثار منتشر شده مشاهده کرد.

امسال اما «کتاب سی سال» روزنامه، تحت‌تاثیر اتفاقاتی‌ست که با ورود محمد قوچانی و تیم او بر روزنامه اتفاق افتاد. قسمتی از کارکنان روزنامه، بعد از حدود چهار سال از تیم کاری اعتمادملی خارج شدند و روزنامه‌نگارانی جدید جای آن‌ها را گرفتند. روزنامه‌ی اعتمادملی رشد کرده است، در این هیچ شکی نیست، ویژگی‌های مثبت روزنامه‌های شرق و کارگزاران و هم‌وطن را یک‌جا در خود جمع کرده است (هرچند که جای تعدادی از بهترین روزنامه‌نگاران این روزنامه‌ها خالی‌ست، روزنامه‌نگارانی که تحت شرایط بحرانی کاری، ترجیح داده‌اند دیگر کار ژورنالیستی نداشته باشند،) اما چیزی که به عنوان «کتاب سی سال» در آخرین روز کاری ژورنالیستی سال گذشته منتشر شد (در 132 صفحه، به قیمت هزار تومان، با کاغذ گلاسه‌ی نرم و تمام رنگی،) چنگی به دل نمی‌زند.

اولین مشکل این کتاب/مجله، سر طراحی و انتخاب رنگ آن است. ترکیبی از رنگ‌های قهوه‌یی که فضایی غم‌گین بر مجله حاکم کرده‌اند و هم‌زمان، با توجه به جنس کاغذ، خواندن اثر را سخت ساخته‌اند (بازتاب نور چراغ بر صفحات مجله کاملن برای چشم زننده است). مجله با مقاله‌ی محمد قوچانی آغاز می‌شود: «داستان دو سید» که به بررسی حضور و شخصیت میرحسین موسوی می‌پردازد. بعد یادداشت رضا خجسته‌رحیمی با نام «گلخانه انقلاب: 30 سال پس از بهمن 57 در کجا ایستاده‌ایم؟‌» آمده است. بعد از دو یادداشت آغازین، که در بهترین شکل صرفن معمولی هستند، «فصل اول: گاه‌شمار تاریخ سی‌ساله» آمده است. یک روزشمار ارزش‌مند از سی سال تاریخ ایران از انقلاب، همراه عکس و توضیح. هر سال یک صفحه‌ی مجله را شامل می‌شود و تنها بخش قابل‌تامل در کل اثر است. هرچند طراحی داخلی صفحات طوری‌ست که این حس به شما دست می‌دهد یک سری کاغذ‌های قدیمی را مطالعه می‌کنید که از توی انباری درآورده شده‌اند و حتا این انتظار را دارید که کاغذها شکننده هم باشند.

دومین بخش کتاب، «فصل دوم: 30 سال 30 خاطره است»، بخشی که من خواننده‌ی حرفه‌یی کلمات را دچار شوک ساخت: چقدر نام‌های مهم سیاسی/اجتماعی ایران بد می‌نویسند. بلد نیستند اصلن خاطره چیست و چه ساختاری دارد. اکثرا مقاله نوشته‌اند. بیشتر نویسنده‌ها فراموش کرده‌اند که قرار است چیزی را تعریف کنند و شروع می‌کنند به دفاع از اتفاقاتی که افتاده است. احسان شریعتی، علی مطهری، خسرو تهرانی، محمد قوچانی، حسین لقمانیان، هاشم آغاجری و احمد شیرزاد متن‌هایی قابل‌قبول نوشته‌اند. اما بقیه‌ی متن‌ها در کل ضعیف هستند. اثر بخش اگر دست یک ویراستار حرفه‌یی می‌افتاد، حدود نصف حجم مطالب خط زده می‌شد و حداقل یک سوم نوشته‌ها پس فرستاده می‌شدند تا دوباره نوشته شوند. وقتی این بخش را خواندم، ‌کاملن احساس می‌کردم که مجله صرفن پر شده است و به کیفیت کار توجه نشده است. البته، من از سیاست‌مداران و فعالان اجتماعی ایران انتظار ندارم بدانند ژانر خاطره‌نویسی چیست و چه ساختاری دارد، اما از مجله‌یی که تیم محمد قوچانی در می‌آورد، انتظار دارم که کاری حرفه‌یی ارائه دهد و انتظار ندارم که کارشان این‌قدر سطحی باشد و فکر کنند که با جمع کردن نام‌های مشهور، کارشان تمام شده است.

سومین بخش کتاب، یک فاجعه‌ی دیگر است به نام «نامه‌هایی به رئیس‌جمهور آینده»، دوباره نام‌های مشهور ما نشان داده‌اند که اصلن نمی‌دانند نامه چیست و چه ساختاری دارد. با این حال‌، بهترین متن در کل مجله را مسعود بهنود نوشته است: «آمده‌ای به ما چه بدهی؟» ایده‌یی خیره‌کننده به دست نویسنده‌های نوشته‌ها‌، بدل به مساله‌یی سطحی و عام شده است. «فصل چهارم: آلبوم 30 ساله» هم یک شوخی است فقط، چه طور انتظار دارید که فقط در هشت صفحه و با 30 عکس، باور کنیم که این آلبوم عکس این سی سال است؟ البته، این آلبوم عکس سیاست‌مداران رده‌ بالای ایران هست، اما آلبوم این سی سال نیست. تنها عکس قابل‌توجه در این مجموعه، تصویری‌ست با نام «مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت شد» که در آن مرحوم بازرگان در کنار مرحوم فروهر و مرحوم دکتر سیامی و دیگر اعضای دولت موقت نشان داده می‌شوند که می‌خندند و مرحوم فروهر حکم نخست‌وزیری را در دست گرفته و رو به دوربین نشان می‌دهد. غیرحرفه‌یی بودن این بخش همین بس که نام عکاس‌ها در زیر عکس‌ها نیامده است و کاملن واضح است یک سری عکس سرسری انتخاب شده‌اند و در کنار هم قرار گرفته‌اند.

«کتاب سی‌ سال» اثر منتشر شده توسط روزنامه‌ی اعتمادملی و زیرنظر تیم محمد قوچانی، یک سقوط در برابر ویژه‌نامه‌ی نوروزی سال گذشته است. یک اثر کاملن خاص‌خوان است و برای مخاطب عام کار نشده است: شما اگر سیاست و تاریخ سیاسی را دوست نداشته باشید، یا به انتخابات بهار امسال علاقه نشان ندهید،‌ این اثر هیچ چیزی برای شما درون خودش ندارد. من، به عنوان یک خواننده‌ی جدی روزنامه‌ها و مجله‌ها و کتاب در ایران، انتظار خیلی خیلی بیشتری از ویژه‌نامه‌ی نوروزی تیم قوچانی داشتم، انتظاری که اصلن برآورده نشد و تنها آه حسرت بر دل من باقی گذاشت، از ضعف‌های دردناکی که جامعه‌ی سیاسی اجتماعی فرهنگی ایران در طبقه‌ی روشنفکر و سیاست‌مدار خویش دارد.