همین متن را در صفحه‌ی «کتاب» بخوانید.  

 

پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو! سید مهدی موسوی. گرافیک: وحید عرفانیان. مجموعه غزل پست‌مدرن. مشهد: انتشارات سخن‌گستر. چاپ اول: بهار 1389. 2000 نسخه. 304 صفحه. 3850 تومان.

 

حکم ِ تیر

 

...

خدا تویی و تمامی آرزوهایت

خدا زنی‌ست پریشان به هیات عابر

خدا سکوت ِ مردی‌ست روی بعدازظهر

خدا فقط سوراخی‌ست توی اتمسفر

خدا کشیدن سیگار نصفه‌ای‌ست که مُرد!

صدای گریه‌ی پیراهنی‌ست جِرواجِر

خدا منم که تو را شعر می‌کنم از شب

خدا قیافه‌ی مردی‌ست پشت میز پوکر

خدا شبی بوده، قبل هر چه و بعد از...

خدا کسی بوده، بین غائب و حاضر

خدا کسی‌ست که تصمیم را گرفته به دست

برای کشتن خود روی مصرع آخر

 

ص 222 کتاب. شعر شماره‌ی 117.

کلمه‌ی «خدا» در تمام خطوط نسخه‌ی چاپی سانسور شده است.

 

نمایش‌گاه کتاب در اردیبهشت 1389 هنوز به سومین روز خود نرسیده بود، که عصر اولین پنج‌شنبه‌ي برگزاری نمایش‌گاه، مامورین حراست در محل غرفه‌ی انتشارات سخن‌گستر حاضر شده و دستور دادند غرفه‌ی این نشر پلمب شود. به فاصله‌ی کوتاهی،‌ تمامی کتاب‌های این نشر را از محل غرفه – و غرفه‌ی کتاب‌های کودک‌اش – خارج کردند و غرفه در اختیار موسسه‌یی وابسته به بسیج قرار گرفت.

هنوز رسما علت این اتفاق از سوی مقامات نمایش‌گاه یا وزارت ارشاد اعلام نشده است، وب‌سایت ایسنا تلاش خود را کرد تا ماجرا را در همان روزها روشن کند، اما آخرسر هم خبری رسما اعلام نشد. ولی غرفه‌ی سخن‌گستر، در سه روز اول نمایش‌گاه، نزدیک به دویست نسخه از «پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو!» سروده‌ی سید مهدی موسوی را فروخته بود، آن‌ هم در حالی که فقط دویست نسخه از کتاب به نمایش‌گاه رسیده و قرار بود در روز جمعه بقیه‌ی نسخه‌های کتاب پخش بشوند.

در روزهای بعد از پلمب، ناشر داوطلبانه تمامی نسخه‌های کتاب را در انبار خود نگهداشته و اعلام کرده منتظر می‌ماند تا ارشاد خبر توقیف کتاب را بدهد، تا تمامی نسخه‌های باقیمانده را خمیر کند یا کتاب‌ها آزاد شده و راهی بازار بشوند. ارشاد ظاهرا سکوت کرده. البته، 50 درصد هزینه‌ي چاپ کتاب را خود شاعر پرداخت کرده، که ظاهرا در این‌جا دیگر اهمیتی ندارد. چهار هزار نسخه، دو نوبت اول و دوم کتاب، هم‌زمان منتشر شده بودند. کتاب شابک خود را گرفته و مجوز چاپ را هم از ارشاد ِ مشهد کسب کرده بود.

دفتر قطور شعرهای مهدی موسوی یک اتفاق جدی در حوزه‌ی شعر به شمار می‌رفت، 304 صفحه، با تصویرهای سیاه و سفید وحید عرفانیان، صفحه‌بندی خاص و بازی با فونت، ترکیبی تلفیقی از سنت شعری ایران، در کنار مدرنیته‌ی روزمره‌ی شهرنشینی ما شده بود: اما حیف،‌ نمی‌توان کتاب را هیچ کتاب‌فروشی ایران پیدا کرد.

در فضایی که بحث جدی مرگ یا زنده بودن غزل در وب‌سایت‌های خبری در جریان است – مخصوصا جدیدا بین ضیاء موحد و عباس صفاری – این فرم شعر هنوز در میان شاعرانی نفس می‌کشد، که در بهترین حالت، کتاب‌های‌شان را بعد از حذفیات فراوان به چاپ می‌رسانند، و بعد کتاب‌شان از بازار حذف می‌شود. وقتی غزل امروز را با حکم‌های توقیف به کناری می‌رانند، چرا نباید از مرگ آن سخن گفت؟

 

جدال ِ نوشتن

 

از لوله‌های آب بپرسید آب چیست

یعنی حساب کن که...

ببینم! حساب چیست؟!

من لوله را به سمت تو دنبال می‌کنم

یک لوله است، لوله! پس این اضطراب چیست؟!

من در کنار لوله که مستم، نه! مست تر

می مستم از حضور خودم

پس شراب چیست؟!

یک لوله هست در دنیا هیچ چیز نیست

یک لوله هست و هیچ، بگو انتخاب چیست

وقتی کتاب مذهبی‌ام «شرح لوله» است

لوله بهشت می‌شود اما عذاب چیست؟!

 

ص 141، آغاز شعر شماره‌ی «68»

 

کتاب شعر باید چه شکلی باشد؟ وحید عرفانیان تمام سعی خودش را کرده که مفهومی تازه به این سوال ببخشید. هویت و روحی که صفحه به صفحه‌ی کتاب جدید سید مهدی موسوی را پر کرده است. این شاعر سرشناس ایرانی را بیشتر در میان جشنواره‌ها، وب‌سایت‌ها و وب‌لاگ‌های ادبی می‌شناسند.

«پر از ستاره‌ام، اما...» اولین دفتر شعر مهدی موسوی، شامل غزل‌هایی با فرم کلاسیک بود که بعدها تمام نسخه‌های باقیمانده‌اش را خود شاعر جمع کرد. «فرشته‌های خودکشی کردند» لغو مجوز شد، و نسخه‌ی اینترنتی‌اش موجود است. سال 1384 با نشر سخن‌گستر «این‌ها را فقط به خاطر شما چاپ می‌کنم» کار شد، که هیچ‌وقت 1000 نسخه‌ی اول به چاپ دوم نرسید [انتخاب شخصی شاعر، هر چند کل نسخه‌ها فروخته شدند].

بعد از چندین سال سکوت، مهدی موسوی گنجینه‌یی از شعرهایش را در دفتری شگفت به بازار فرستاد: «پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو‍!» دفتری که بیش از ظاهر ساده‌اش، حرف برای گفتن دارد: هم از نظر محتوا، هم از نظر فرم، و هم از نظر طراحی.

وحید عرفانیان طرح سر یک شترمرغ را پشت میله‌های زنجیر قفس برای جلد 34‌ام مجموعه‌ی «این روشنای نزدیک» انتخاب کرده بود، که به صورت تخصصی به چاپ و انتشار شعر و داستان جوان اختصاص یافته است. هر چند صفحه‌ی کتاب‌، ختم به تصویرهای سیاه و سفید، در غالب پست‌مدرن می‌شوند: از عکس‌های خود شاعر گرفته تا تصویر پرنده‌ها یا دیوار یا آدم‌هایی کنار ساحل. شعر بلند «سفرنامه» هم یک بار درون کتاب به صورت کامل می‌آید، و هر صفحه‌ی کتاب، یک مصرع یا چند بیت از این شعر را در خود دارد.

به این صورت خواننده با پرنده کوچولو به سرتاسر ایران سفر می‌کند، شعرهای گوناگون مهدی موسوی را می‌خواند، و کار گرافیکی وحید عرفانیان را تحسین می‌کند. البته خواننده‌یی که این‌قدر خوش‌شانس بوده که در دو روز اول نمایش‌گاه کتاب را خریده باشد، چون ناشر کتاب را حبس کرده، و ارشاد سکوت کرده است.

 

غزل ِ داستانی

 

باران اشک اگرچه که شُر شُر گرفته است

قلبی که دست توست مرا گُر گرفته است

هی می‌رود کنار شب و قرص‌های گیج

بیماری عجیب «تفکر» گرفته است

یعنی دلی که زندگی‌اش درد می‌کند

شاید برای خانم دکتر گرفته است!

رخت سیاه کیست که بر چشم‌های توست

در مجلس عزای که چادر گرفته است؟!

هر واژه عاشق است ولی از نگاه عقل

دنیای مرد رنگ تنفر گرفته است!

حالا بخوان:

لالای لالالای لای لالای لالای...

که عشق، عقل را به تمسخر گرفته است!!

 

شعر شماره‌ی «29»، ص 62 کتاب

 

در ده سال گذشته، سید مهدی موسوی زندگی‌اش را بر چند پایه بنیان نهاده بود: کار برای تمام کردن دانشگاه و گرفتن مدرک‌اش در دکتری داروسازی، اداره‌ی کارگاه ادبی ابتدا در مشهد و سپس در تهران، خواندن بیمارگونه‌ی کتاب، تماشای دائمی فیلم، و بحث و جدل با شاعرها و نویسنده‌ها و آدم‌های فرهنگی دیگر. و در کنار این‌ها شعر سروده، نوشته و نقد کرده و نگذاشته از دنیای فرهنگ محو بشود.

حالا با کتابی برگشته که به گفته‌ی خودش، می‌تواند سکوت چند سال آینده‌ی او را جبران کند، تا وقتی که بتواند کتابی تکان‌دهنده‌تر به بازار بفرستد. 165 شعر کتاب، معجونی شکل می‌دهند از زندگی امروز شهری مردمان ایران: زن و مرد، جوان و پیر، با تصویرها و داستان‌هایی که هر کدام‌شان را راوی مجزایی فریاد می‌زند.

غم خصیصه‌ی اصلی شعرهای موسوی است، او بر دنیای اطراف خودش بحث دارد و سوال‌ها و مساله‌های گوناگون و متفاوتی توی سرش چرخ می‌خورند. می‌بیند و توی خودش می‌ریزد و با شعر فوران می‌زند. تردید و سرگشتی، مساله‌ی غالب راوی‌های او هستند: انسان‌هایی که در زندگی‌های خودشان گم شده‌اند و نیازمند هستند، نیازمند راهی برای ادامه، دلیلی برای نفس کشیدن، و هویتی برای وجود داشتن.

در روزهایی که مساله زنده یا مرده بودن غزل بحث وب‌سایت‌های خبری شده است، کتاب دکتر موسوی یک مثال درخشان از زنده بودن این فرم شعری است: فرمی که شاعر دوست دارد پست‌مدرن بنامد‌ش، اما می‌توان خیلی ساده فقط آن را غزلی خواند برای لحظه‌های امروز همه‌ی ما.