فرهنگ ترور – شش؛ بریدهیی از یک کتاب
کتاب دلبستگیها. ادواردو گالهآنو. ترجمه: نازنین نوذری. نشر نوروز هنر. چاپ اول: 1384. 272 صفحه. 3100 تومان. صفحههای 140 و 141.
پدرو آلگورتا، وکیل، پروندهی قطور قتل دو زن را نشانم داد. هر دو جنایت، اواخر 1982، با چاقو، در حومهی مونتهبیدئو به انجام رسیده بود.
متهم، آلما دو اگُستو، اعتراف کرده بود. بیش از یک سال زندانی بود؛ و بهنظر میرسید به تمام عمر پوسیدن در زندان محکوم شده.
همانطور که مرسوم است، پلیسها به او تجاوز کرده و شکنجهاش کرده بودند. در آخر یک ماه کتکهای مداوم، چندین اعتراف از او گرفته بودند. اعترافات آلما دو اگُستو خیلی شبیه به هم نبودند، انگار او همان قتل را به شیوههای بسیار متفاوتی مرتکب شده باشد. در هر اعتراف شخصیتهای متفاوتی وجود داشتند، اشباح تماشایی بدون نام و نشان، زیرا دستگاه شوک الکتریکی هر کسی را به یک رماننویس پرکار تبدیل می کند؛ و در تمام موارد، زن مقتول نشان میداد چابکی یک ورزشکار المپیک، عضلههای یک پهلوان و مهارت یک ماتادور حرفهیی را دارد. اما از همه حیرتآورتر، جزئیات بود. در هر اعتراف، متهم با دقت میلیمتری لباس، حرکات، صحنهها، وضعیت، اشیاء... را توصیف میکرد.
آلما دو آگُستو کور بود.
همسایگانش، که او را میشناختند و دوستش داشتند، متقاعد شده بودند گناهکار است.
وکیل پرسید: چرا؟
گفتند: خوب روزنامهها میگویند.
وکیل گفت: اما روزنامهها دروغ میگویند.
همسایهها توضیح دادند: آخر رادیو هم میگوید. و تلویزیون هم!