تبليغاتX
روزنوشت‌های سودارو - کوچکی ِ اتاق

روزنوشت‌های سودارو

یادداشت‌هایی برای فرهنگ و هنر

کوچکی ِ اتاق

 

گم شد در اتاق. احسان عابدی. مجموعه شعر. تهران: نشر پایان. چاپ اول: تابستان 1389. 1000 نسخه. 60 صفحه. 1800 تومان.

 

برای دلخوشی‌ام

همین کافی‌ست

که خیال‌هایمان به هم نزدیک است

 

صفحه‌ی 28 کتاب

 

لینک: عکس‌های مربوط به رونمایی «گم شده در اتاق» را در وب‌سایت احسان عابدی ببینید.

 

جمعه، بیست و شش شهریور ماه، همراه الهام ملک‌پور و دوست‌اش که همه‌اش اسم‌اش را اشتباه می‌گفتم، بعد از یک ساعت رسما گم شدن، به کتاب‌فروشی ابن‌سینا در فرهنگ‌سرای ابن‌سینا رسیدیم، جایی بالای میدان صنعت در شهرک غرب، جایی که قرار بود رونمایی کتاب احسان عابدی باشد، اولین دفتر شعری که بعد از پانزده سال کار شاعری، به دست خواننده رسانده است.

بیشتر کنجکاو بودم بدانم که این «رونمایی» چیست که جدیداً توی تهران مُد شده است. خیالم راحت شد که هیچ چیز خاصی نیست. تعدادی آدم دور هم جمع می‌شوند، بعد هم چند نفر صحبت می‌کنند، کتاب مولف را می‌خری، کتاب را برایت امضاء می‌کند، و بعد هم چند تا چند تا دور هم جمع می‌شوید، حرف می‌زنید و بعد سیگاری‌ها غیب می‌شوند تا با خیال راحت حرف بزنند و سیگارشان را بکشند. خُب، اصل ماجرا دور هم جمع شدن فرهنگی است، این‌که دوستان هم‌کار را بعد از مدتی دوری ببینی و با چهره‌های آشنا از مانیتور، آشنایی دیداری داشته باشی. برای من فرصت خوبی بود که برای اولین بار با علی‌رضا بهنام، سپیده جزیری، بهاره رضایی، پیمان اسماعیلی و... صحبت بکنم.

سخنرانی‌ها برایم جالب بود، بهاره رضایی جدی حرف زد و از روی کاغذ. علی‌رضا بهنام دوستانه صحبت کرد و با صدایی رسا. و جالب‌تر از همه‌ی حرف‌هایش، این بود که احسان عابدی کلی کار آوان‌-گارد دارد و هیچ کدام از آن‌ها را در کتاب‌اش نیاورده و کارش را با انتشار شعرهای ساده‌ترش شروع کرده. چرا؟ این سوالی بود که توی ذهنم ماند و نتوانستم توی آن شلوغی از احسان عابدی بپرسم و یک بار دیگر هم که اتفاقی هم را در خیابان انقلاب دیدیم، او سوار ماشین‌اش مجبور بود برود و من فقط داد زدم که ایمیل می‌زنم، و آخرسر هم نزدم، چون آدرس ایمیل‌اش را توی وب‌لاگ‌اش پیدا نکردم و هر بار فیس‌بوک آن‌لاین می‌شدم، ذهنم جای دیگری می‌چرخید. ولی واقعاً چرا باید احسان عابدی فقط شعرهای ساده‌ترش را به «گم شده در اتاق» بکشاند؟

دفتر شعر او، با طرح جلدی از هادی حیدری کار شده است. پالتویی و نازک، با شعرهایی همه سپید. و تقدیم شده به «برای سپیده که 10 سالی‌ست سر زده». شصت صفحه‌ی کتاب، 38 شعر او را پوشش می‌دهند. دفتری‌ست معمولی، در سطح بقیه‌ی کارهایی که این روزها توسط نشر افراز و چشمه و ثالث و آهنگ‌دیگر و... منتشر می‌شوند. حرف‌های ساده از زندگی روزمره‌ی شاعر، تلاش در یافتن زاویه‌های جدید تماشای جهان، به‌هم ریختن سطوح معنایی به منظور رسیدن به کشف، و سرانجام بازنویسی‌ها و ویرایش‌های مکرر به منظور رسیدن به فرم و محتوایی متناسب با هم.

ولی باز هم تبریک به احسان عابدی برای اولین دفتر شعرش، تبریک به خاطر مراسم رونمایی کتاب‌اش، که برای من اولین حضور رسمی‌ام در سفر تهران در یک جمع ادبی بود، و چقدر پُر بار. از همان اول تا آخرش که چند ساعت بعد از تمام شدن مراسم، همراه دکتر موسوی و فاطمه اختصاری و الهام حیدری و الهام ملک‌پور و دوست‌شان، رفتیم ناهار خوردیم و بحث کردیم و خاطره‌یی شیرین در ذهنم باقی ماند. رونمایی کتاب در ایران کار لازمی‌ست، باید از هر چند گاهی دور هم جمع بشویم، همدیگر را نگاه کنیم و لبخند بزنیم و خوشحال باشیم که هنوز هستیم. که هنوز کار می‌کنیم. و چقدر خوشبختیم.

 

+ نوشته شده در  Tue 12 Oct 2010ساعت 11:33 PM  توسط سید مصطفی رضیئی  |