دوستان عزیز ما در جایزهی ادبی «نویسندگان و منتقدان مطبوعات»، یعنی احمد غلامی، یونس تراکمه، محمدحسن شهسواری، حسن محمودی، علیرضا محمودی ایرانمهر، مهدی یزدانیخرم و رضا شکراللهی، امسال به سبک جایزهی ادبی «بوکر» آمدهاند نامزدهای ده سال گذشتهی خود (یعنی هشت دورهی جایزه، چون دو سال جایزه را به کسی ندادند) را دور هم جمع کردهاند و شده است 44 رمان و 38 مجموعه داستان و از آن بین، ده رمان و ده مجموعه داستان را با رای انتخاب کردهاند و قرار است از بین نامزدهای خود، بهترین رمان و بهترین مجموعه داستان دهه را انتخاب کنند. کاری بدیع و کاری ارزشمند در فضای ادبیات داستانی ایرانی، قابل تقدیر و قابل تحسین. با این وجود، به عنوان یک منتقد ادبی، انتقادهایی در مورد روش این جایزه دارم که همین جا مینویسم.
ده نامزد بخش بهترین رمان دهه:
آداب بیقراری – یعقوب یادعلی – نشر نیلوفر، توقیف شده
از شیطان آموخت و سوزاند – فرخنده آقایی – نشر ققنوس
اسفار کاتبان – ابوتراب خسروی – نشر قصه/ نشر آگه
برهنه در باد – محمد محمدعلی – نشر مرکز
چراغها را من خاموش میکنم – زویا پیرزاد – نشر مرکز
درخت انجیر معابد – احمد محمود – نشر معین
شهری که زیر درختان سدر مرد – خسرو حمزوی – نشر روشنگران و مطالعات زنان – توقیف شده
نیمهی غایب – حسین سناپور – نشر چشمه – توقیف شده
همنوایی شبانهی ارکستر چوبها – رضا قاسمی – نشر نیلوفر
هیس /مائده، وصف، تجلی – محمدرضا کاتب – نشر ققنوس
ده نامزد بخش بهترین مجموعه داستان دهه:
احتمال پرسه و شوخی – یعقوب یادعلی – نشر نیمنگاه
باغهای شنی – حمیدرضا نجفی – نشر نیلوفر
بلبل حلبی – محمد کشاورز – نشر چشمه
پوکهباز – کوروش اسدی – نشر آگه
تمام زمستان مرا گرم کن – علی خدایی – نشر مرکز
جایی دیگر – گلی ترقی – نشر نیلوفر
خنده در خانهی تنهایی – بهرام مرادی – نشر اختران
عاشقیت در پاورقی – مهسا محبعلی – نشر چشمه – توقیف شده
کنسرت تارهای ممنوعه – حسین مرتضاییان آبکنار – نشر آگه
هتل مارکوپول – خسرو دوامی – نشر نیلوفر
توضیح: رمان «مکث آخر» نوشتهي یونس تراکمه، جزو لیست ده رمان برتر بوده، اما چون ایشان داور هستند، کتاب خود را حذف و با رایگیری مجدد، کتاب دیگری جایگزین شده است.
اول – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران است. مگر میتوان گفت در ده سال اخیر، رمانها و داستانهای بزرگانی چون عباس معروفی، نسیم خاکسار، مرجان ساتراپی و رضا قاسمی (با توجه به انتشار رمانهای قابل توجهیی چون «وردی که برهها میخوانند» و «چاه بابل» که میتوانند در برابر «همنوایی شبانهی ارکستر چوبها» قرار بگیرند) کار قابلتوجهیی در ادبیات داستانی کشور نداشتهاند؟ دوستان عزیز ما تنها بدیشان به ادبیات داستانی این بوده که کتابهایشان را در خارج از مرزهای ایران، یا در اینترنت (یعنی در دسترس ما، ولی در خارج از ایران) منتشر کردهاند و یا اینکه اثرشان را به زبان فارسی منتشر نکردهاند.
دوم – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران فارغ از مسائل سیاسی است، مگرنه که (برای مثال) تیراژ اینترنتی رمان «فریدون سه پسر داشت» عباس معروفی از صد هزار نسخه رد شده است و این رمان، چه آنها دوست داشته باشند و چه نخواهند به روی خودشان بیاورند، یکی از برترین رمانهای ده سال گذشتهی ما هست، هرچند سیاست چهارچوب رمان را درهم تنیده باشد.
سوم – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران فارغ از مسائل سیاسی مجوز گرفته از وزارت ارشاد هستند. هم من و هم شما و هم دیگران خبر دارند که چه تعداد از نویسندههای داخل و خارج کشور دیگر هیچ تمایلی به ارائهی نوشتههای خود به ارشاد برای گرفتن مجوز ندارند. هم من و هم شما خبر داریم که چه تعداد از نویسندگان کشور در پنج سال گذشته از کشور خارج شدهاند یا در حال خروج از کشور هستند. بهترین آثار داستانی دههی ایران نه در کتابفروشیها، که در کنج خانههای نویسندگان دارد خاک میخورد.
چهارم – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران فارغ از مسائل سیاسی مجوز گرفته از وزارت ارشاد ِ منتشر شده در تهران است. به جز مجموعه داستان «احتمال پرسه و شوخی» که نشر نیمنگاه چاپ کرده و من مطمئن نیستم این نشر در تهران است یا اصفهان، بقیهی کتابها در تهران منتشر شدهاند. در بخش رمان، هیچ ناشر غیر تهرانی وجود ندارد. این به دلیل صرف بهتر بودن و در دسترس بودن کتابهای چاپ تهران نیست. علت این است که (خیلی رک و راست) تهرانیها همانطور که از دیگر بخشهای ایران تقریبا خبر ندارند، از ادبیات محلی کشور هم بیخبر هستند (این شامل خود من هم میشود.) دلیل اصلی دوم هم این است که کتابهای شهرستانیها را (خیلی رک و راست) جایی پخش نمیکنند. سیستم پخش کتاب کشور وجود ناشرهای شهرستانی را اصلا قبول ندارد.
پنجم – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران فارغ از مسائل سیاسی مجوز گرفته از وزارت ارشاد ِ منتشر شده در تهران توسط گروهی ناشر خاص است. بیست کتاب معرفی شدهاند و خوشبختانه نام ناشرها هم آمده است. فقط نام 9 ناشر را میبینید (با حذف دو نشر اول و نشر «قصه» که دیگر وجود ندارد،) یعنی نیلوفر، ققنوس، آگه، مرکز، معین، روشنگران، چشمه، نیمنگاه و اختران. حتا در تهران هم ناشرین به نشرهای خوب، متوسط و ضعیف تقسیم شدهاند و کتابهای نشرهای ضعیف اصلا مطرح نشدهاند، نشرهای متوسط چندان جایی ندارند و نشرهای خوب جاهای اصلی را پر کردهاند. یعنی نگاه خاصی به کتابهایی وجود دارد که ناشرین مشخصی منتشر میکنند. یک سوال جدی، (به عنوان مثال) چند نفر از داوران جایزه رمان «فصل آخر» نوشتهی گیتا گرکانی را در همان سالی که چاپ شد خواندهاند که نشر کاروان منتشر کرده و جایزهی ادبی پروین اعتصامی را زمستان گذشته برد؟ شما اینجا میتوانید من را متهم کنید که دارم از نزدیکترین دوست خودم حرف میزنم. ولی من این حرف را از گیتا گرکانی شنیدم، بعد از بردن جایزه، که خیلی جدی گفت اینها قبل از بردن این جایزهی پروین کجا بودند؟
دوباره میگویم: کاری واقعا ارزشمند است که چنین جایزهیی بعد از ده سال از اولین باری که ناماش مطرح شده، اقدام به برگزاری جایزهی دههی خود میکند. من شخصا و قلبا برای چنین اقدامی احترامی فوقالعاده قائل هستم. همچنین برای این موضوع هم احترامی واقعی قائل هستم که باید مشکلات هر چیزی را باز گفت و نقد جایگاه خود را دارد. برای همین نکتههای انتقادی مبتنی بر نظرات شخصی خودم را در مورد این جایزه در اینترنت منتشر میکنم. به صرف این امید که کمک کند جایزههای ادبی بهتر، فعالتر و واقعیتری داشته باشیم. الان، در برابر چیزی که در سطح فعلی و وضعیت فعلی خود داریم، که کتابها مجوز نمیگیرند، آدمها به مهاجرت روی آوردهاند، روزنامهها و مجلهها توقیف میشوند و در تنگنا هستند و به جایزهها حتا سالن هم نمیدهند، اینجا هنوز آدمهایی جدی ایستادهاند و نه فقط جایزهشان را برگزار میکنند، که به کوری چشم هر کسی که نمیتواند ببیند، جایزهی دههی خود را هم اهدا میکنند: موفق باشید و خسته نباشید.